leila
من در تقدیر کسی هستم که مدت هاست تنها نیست
leila
وفاداری؟ خدا بیامرزدش … صداقت؟ یادش گرامی… غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت … معرفت؟ یابنده پاداش میگیرد… عشق ؟ از دم قسط … واقعا به کجا چنین شتابان؟
leila
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد ...
leila
. همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه! گفتم:می دونم! گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا! گفتم: می دونم! گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! … گفتم:می دونم! گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟! گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم
leila
زیباترین ستایش ها نثار کسی که کاستی ها و لغزش هایم را میداند و باز هم دوستم دارد….
leila
می خواهم گریه کنم! وقتی که زبانت می گیرد و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟
leila
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮی ﺑﻴﺎیی ﻭ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎی ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ کنی ؟ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍی ﺩﻳﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻟﻢ یک ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎبی بکشی ﻛﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ … راستی ﻣﻦ ﺭﻭی ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻫﻢ یک ﺧﻨﺪﻩ می ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﻧﺮﺥ ﺧﻨﺪﻩ ﻛﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻧﻴﺴﺖ ؟
leila
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم... قول داده امشب جوابمو بده.
leila
دلم حضور مردانه می خواهد؛ نه اینکه مرد باشد، نه ...! مردانه باشد : حرفش، قولش، فکرش، نگاهش، قلبش؛ و آنقدر مردانه که بتوان تا بینهایتِ دنیا؛ به او اعتماد کرد، تکیه کرد ...
leila
فرقـے نمـے کند !! بگویم و بدانـے …! یا … نگویم و بدانـے..! فاصله دورت نمی کند …!!! در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ …! جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.: دلــــــــــــــم…..!!!
leila
گاهـی خیال می کنم روی دست خدا مانده ام خودش هم نمی داند بامن چه کند...!!!
leila
از این دنیا شرمنده ام که واردش شدم ای کاش درب خروجی هم داشتی . . . خسته ام
leila
دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم : می آید ..... می ماند .... و به تنهائیم پایان میدهد آمد ..... رفت ...... و به زندگی ام پایان داد ...
leila
گاهی چه اصرار بیهوده ایست ، اثبات دوست داشتنمان ... چرا که دوست ترمان دارند وقتی دوستشان نداریم !!!
leila
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم باورم نمي شد . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم (البته در مورد گذشته ها صدق میکنه شامل حال ما نمیشه جدی نگیرید)