leila
دلتنگم … همین ! و این نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای ندارد …
leila
هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم
leila
گل هايش را نخريدند..!!! "پاهايش" رو باز کرد..!!!براي "خريدنش" صف بستـند...!!
leila
سر به گوش هم میگذاریم و میگوییم... دوستت دارم از چه میترسیم...؟ فردا دوباره می توانیم انکار کنیم !!!
leila
گشتم نبود !!! نگرد .......... مردانگی را میگویم !!! نه در مردان سبیل کلفتش بود نه در وجود زنان ظریفه اش !!!! حالا تو بگرد !!! حتما هست !!! نا مردی را میگویم !!! در وجود همه !!! حتی من ...... حتی تو !!!!
leila
نه سکوتت میشکند ! نه غرورت ! نه بغضم .... وای بر من که محصور این سه ام ......
leila
دخترکم هیچگاه هم آغوشی هایت را با عشق مقایسه نکن هیچ مردی در رختخواب نا مهربان نیست... "چارلی چاپلین"
leila
ببینمت. . . گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابـــــت . . نامش چه بود؟ هان! باران. . . باز با "باران " قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای دردها...
leila
دلم بهانه ای میخواهد برای ادامه زندگی… مثل یک بوسه عاشقانه که یادم بیاورد هنوز زنده ام !
leila
دیر آمدی ؛ بودنم در حسرت خواستنت تمام شد …
leila
میگویند: " دلتنـــــــــگ " نباشــــم خـــــــــدای من.... !انگار به آبــــــــ بگویند "خیــــــــس" نبــــاش...!
leila
من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم و از تمــــام زمین یک خیابان را … و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن.. .
leila
تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند....قورتش بده.... چون هیکلم بزرگ بود اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم بالاخره یه خراش کوچیکی روی صورتم افتاد فرداش خواهرش به من گفت حداقل توام یه مشت میزدی روم نشد بهش بگم. . . آخه چشماش شبیه تو بود
leila
از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردند چه کنم؟ گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگار، بالا و پایین بسیار دارد…
leila
حکایت رفاقت من و تو ، حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ نوشیدم که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه ؟ و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم حتی تلخ تلخ تلخ !!!