دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 332

دنبال‌شدگان

(17 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(150 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

leila
leila

خــوب ِ مــن ، همین جا درون شعرهایم بمان تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد به سرزمین هایِ دورِ احساس .........

leila
leila

من و تو خیلی کارها به دنیا بدهکاریم... مثل یک عکس دو نفره... یا چرخ زدن بی دلیل در خیابان... یا بستنی خوردن در یک روز برفی... ببین...!! من و تو خیلی کار داریم... من و تو حتی آشناییمان را به دنیا بدهکاریم...

leila
leila

در مــن آدم بــرفــی ای ســت کــه عــاشــق آفتــاب شــده! و ایــن، خــلاصــه همــه داستــان هــای عــاشقــانــه جــهان اســت . . .

leila
leila

چه تجارت ناشیانه ای بودآن همه نازی که من از تو خریدم ..! ...

leila
leila

چقـــدر کم توقع شده ام …. نه آغوشت را می خواهـــم ، نه یک بوســـه نه حتـــی بودنت را … همیـــن که بیایــی و از کنـــارم رد شوی کافی است… مرا به آرامش می رسانــد حتــی اصطکــاک سایه هایمـــان …

leila
leila

جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم.....تو به فراغت،من به فراقت یک حرف تفاوت که مهم نیست........؟؟؟

leila
leila

اینـکه میان دستـانت لـحظه ای چشـمهایم را ببنـدم و دنـیــــا به سـکوت صدای نفس هایـت فرو رود ، نمیـدانی چه هیجانیــست عشـق من..........!!!

leila
leila

شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت الفبای دلت معنای «نشکن!» را نمی فهمد هزاران بار دیگر هم بگویی: «دوستت دارم» کسی معنای این حرف مبرهن را نمی فهمد من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد

leila
leila

دیگر نه آدم آن آدم است و نه حوا آن حوا٬من و تو زاده ی کدامین دو نخستیـنـیم که نه بوی آدمیت داریم نه هوس حوا...!!!

leila
leila

من به پایان دلتنگی می اندیشم ؛ آن نهایتـی که تـو را بـرای همیشه خواهم داشت ... *

leila
leila

دل بسته به سکهای قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رویای بزرگ شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم

leila
leila

دلم برای کودکیم تنگ شده برای روزهایی که باور ساده ای داشتم همه آدم ها را دوست داشتم مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود دلم می خواست "ممول" را پیدا کنم از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود دلم برای خدا تنگ شده خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم دلم برای کودکیم تنگ شده شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت ...

leila
leila

به تو گفتم با من بمان ایام میگذرد هنگامی که به خود آمدی گفتی با تو ماندن دلیل می خواهد..... فهمیدم که برای عشق دلیل می خواهی، افسوس ..... تو هرگز نخواهی فهمید که عشق چیست چون عشق دلیل نمی خواهد.................

leila
leila

دنیایی دیگر می خواهم.........................دنیایی عاری از غیبت،دروغ،ریا،تهمت پس بیا گناه نکنیم!!!

leila
leila

دل که تنگ شد،زمین تنگ می شود،آسمان تنگ می شود ،حتی خدا هم نگران دلت می شودتنها کسی که متوجه دلتنگیت نمی شود همان کسی است که دلت را تنگ کرده..........!!!