ღMehraNღ
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم� نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم� برای اینکه نگذارم آنها بیایند�
ღMehraNღ
اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... اشک خیلی حرف دارد !!!
ღMehraNღ
يکي ميدونه كه دوستش داري، يکي نميدونه دوستش داري! بيچاره اوني که فکر ميکنه دوستش داري!!
ღMehraNღ
حسود فکر می کند که اگر پای همسایه اش بشکند ، او بهتر می تواند راه برود.
ღMehraNღ
شايد كسي را كه با او خنديده اي فراموش كني. اما هرگز كسي را كه با او گريسته اي از ياد نخواهي برد.
ღMehraNღ
انسان موفق کسی است که با آجر هایی که به سمتش پرت می کنند بنای مستحکمی بسازد
ღMehraNღ
خوبی بادبادک اینه که میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده . . .
ღMehraNღ
گاهی از نردبان بالا می رویم تا دستان خدا را بگیریم، غافل از اینکه خدا همان پایین ایستاده و نردبان را گرفته است تا ما نیفتیم.
ღMehraNღ
گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت ، و گاه در اوج تمنا باید نخواست!
ღMehraNღ
گاه سکوت يک دوست معجزه ميکنه ، و تو مي آموزي که هميشه ، بودن در فرياد نيست .
ღMehraNღ
صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش . . .