Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي
Herose
گاهي اوقات فکر کردن به بعضيها ، ناخوداگاه لبخندي روي لبانت مينشاند ... دوست دارم اين لبخندهاي بيگاه را ... و اين بعضي ها را ...
Herose
بوسیدنت خلاف قوانین کشور است نافرمانی مدنیام باش... [عاشقانه هاي سياسي]
Herose
اگر دختری در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس برای او بوق خواهند زد
Herose
بعضی از آدما یا آخرش کور میشن یا از کمر میافتن!
Herose
یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ماهی تابه می کوبه تو سرش. مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود . ... مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود. فقط همین. زنش ناراحت میشه و کلی معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه. نتیجه اخلاقی ۱: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند. سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ دوباره می کوبه تو سرش! مرده وقتی به خودش میاد با عصبانیت تمام می پرسه: برا چی منو زدی؟ زنش جواب میده: چون اسبت زنگ زده بود کارت داشت. نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حدس می زنند.