Herose
کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .
Herose
ساعت 5 صبح است پدر صبحانه می خورد و من شام ، به فاصله ی نسل ها می اندیشم به رنجهایش ... به رنجهایم ....
Herose
دلیل ناشناخته ماندن نخبگان در بعضی جوامع چیست؟ نخبه ها راه ایجاد ارتباط با مردم را بلد نیستند یا ایراد در جای دیگری ست؟ و چرا دولت ایران تلاش می کند آمار آسیب های اجتماعی را از دسترس عموم خارج کند؟ بررسی این دو موضوع و مرور رسانههای ایران با مسعود بهنود تا ساعتی دیگر.BBC Persian
Herose
سلامتی پدرایی که:شب خوابشون نمی بره و از غصه ی قسطای عقب افتاده تا صب راه میرن. سلامتی پدرایی که :با دستای زمختشون دست روی سر بچه شون که گریه می کنه می کشن. سلامتی پدرایی که:غرور شون اجازه نمی ده وقتی توی خیابون می مونن از کسی پول قرض بگیرن ولی وقتی زنشون یه کم اخم می کنه با اون همه ریش و سیبیل کرخت،نازشون رو می کشن و هی برای یه لبخندشون ادا درمیارن و لوس بازی می کنن. سلامتی پدرایی که:وقتی برا خانواده شون اتفاقی میفته،ادای محکم بودن در بیان و به همه روحیه میدن ولی خودشون وقتی تنها میشن،آروم آروم اشک میریزن. سلامتی پدرایی که:وقتی براشون زبون بازی می کنی یه لبخند ریز میزنن و میگن خوب پاشو دیگه لوس نشو. سلامتی پدرایی که:بچه شون گیر میده یه چیز بخر و پول ندارن میگن فردا برات میخرم و آروم تو خوشون خرد می شن. سلامتی پدرایی که:ذره ذره می میرن و یا حتی مردن تا حالا.
Herose
خسته ام زین تکلفات مردانه خسته ام از این آگاهی کاش می شد که باز هم میخواندیم مثل کودکی هامان در بازی شمع گل پروانه تاب تاب عباسی
Herose
من....... تو....... ما....... ... تمام شد...... حالا........ تو...... او....... شما..... من هم به سلامت.....
Herose
تمام وسوسه های زمین در خیالم پرسه میزند
نکند باز فراموش کنی منتظرم
نکند در پیچ و خم کوچه ها از یاد ببری که تمام هستی ام شده ای
که اگر فراموش کنی،که اگر خدای ناکرده آغوش به روی کس دیگر بگشایی
تمام زمین را با یادت و با وسوسه آغوش همیشه گرمت،خواهم پیمود