دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Herose

donbaler.com/view/post:2950924 ضمن اینکه بهتون خوشامد میگم از اینکه اومدین تو پروفایلم، ازتون میخو... درباره »
Herose
مرد - مجرد
امتیاز: 6455

دنبال‌شدگان

(457 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(823 کاربر)

گروه‌ها

(10 گروه)

بازدید

Herose
295164_314008285337102_118029344934998_763861_231150216_n.jpg Herose
در دوره

کورش جان از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید اما عده ای سعی دارند تو را نقطه مقابل اسلام قرار دهند . . . همان دینی که گر به تو عرضه میشد چه بسا که می پذیرفتی... همان دینی که چهارچوبش خدا و دیگر گفتار، کردار و پندار نیک است. . . نمی دانم چرا ما را مجبور به الگو گیری از تو میکنند تا علی (ع) . . .؟ تو بر تخت شاهی خاکها فتح کردی اما علی بر منبر چوبی دلها فتح میکرد . . . چرا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین هست ولی کسی از بخشیدن و بخشودن علی حرفی نمی زند؟ تو شاه بودی و بخشیدی . . . تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی . . . ولی مولایم علی و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند . . . گرسنه بودند ولی غذای خود را به دیگری دادند . . . و . . . و . . . آری کوروش کبیر... خواب دیگر بس است برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن . . .

Herose
Herose

یه بار مریض بودم رفتم دکتر خلاصه دکتر عکس نوشت ماهم عکسو بهش نشون دادیم گفت باید عمل بشی ماهم عمل کردیم. بعد یه سال این پسرخاله مون کرمش گرفت گفت بیا همون عکسو ببریم پیش همون دکتره ببینیم چی میگه. خلاصه رفتیم عکسو بهش نشون دادیم بعد دکتر در کمال ناباوری برگشته میگه : مشکل خاصی نیست با دارو رفع میشه نیازی به عمل نیست!!!

Herose
Herose

اومدیم خونه می بینیم شام هیچی نداریم مامانه نشسته فارسی وان میبینه چسبیده به شیشه تلویزیون یه وقت صحنه ایی از دستش در نره مامانه ما داریم

Herose
Herose
در دوره

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی...

Herose
Herose
در دوره

دنیای من، دنیای دل، دنیـای عشـق است و جنون...سودای من، سودای دل، سودای عشقست و جنون...سوزم نگر، شورم ببین، وین آتش تورم ببین...سینای من، سینای دل، سینای عشقست و جنون...امشب سراپا آتشم، می با سبو سر می کشم...فردای من، فردای دل، فردای عشقست و جنون...اکنون که جوشان گشته ام، سیلی خروشان گشته ام...دریای من، دریای دل، دریای عشقست و جنون...در عاشقی دلخون شدم، آواره چون مجنون شدم...

Herose
Herose
در دوره

از ۱۴ اینچ به ۲۱ رسیدیم و حالا ۴۰ اینچ آدم های تلویزیون بزرگ نشدند که نشدند

Herose
Herose
در دوره

کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر؛ و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیري. باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت... گل بیاورد. یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی، پای هر خداحافظی یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

Herose
Herose
در دوره

تازگی ها وقتی از تو خــــبری نمیشنوم خوشــــــحال میشوم چون دیگر میدانم که همیشه هر وقت حالـــــت خـــوب است و همه چیز برایت رو به راه دیگر مــــرا از یاد میـــــبری

Herose
Herose
در دوره

آھای دختـــر!!! شبھای پاییــز، که مضطــرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که ببینی ھستم یانه ، نبیــــن.. ....لمس کن تن مردی را که، سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش مبدل کرده!!!

Herose
7.jpg Herose

مشهد...2هفته قبل......

Herose
30052011965.jpg Herose

Herose
Herose

چه سرويسي ميده مامانه .. از وقتي فهميده من ميخوام درس بخونم......

Herose
Herose
در دوره

ﻋﺸﻖ= ﻟﯿﺴﯿﺪﻥ ﻋﺴﻞ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻎ

Herose
Herose
در دوره

تو معجزه عشقی ، افسونی و افسانه==تو شمع شب تاری ، روشنگر این خانه تفسیر سکوت تو در حجم فضا جاری==چون نم نم بارانی ، می باری و می باری دیوانه تر از مجنون ، عاشق ترم از فرهاد==گه راهی صحراها ، گه تیشه زن بنیاد از عمق دو چشمانم می خوانی و می دانی==از هجر تو می سوزم در وادی حیرانی بیخود شده از خویشم از ساغر چشمانت==دریاب مرا دریاب با جرعه حرفانت ای شاخه گل زیبا آرام و خرامانی==اندوه دل تنگم از دیده نمی خوانی پیوند دلم با تو محالی بود==ای خوب ترین موجود ، عشقت چه خیالی بود

Herose
Herose
در دوره

بعضي آدم ها مثل يه آپارتمان اند، مبله و شيك و راحت ، دو روز كه توش مي شيني دلت مي گيره. بعضي ها هم مثل يه قلعه اند ، خودت رو مي كشي تا بري توش بعد مي بيني اون تو هيچي نيست جز چند تا سنگ كهنه و رنگ و رو رفته. بعضي ها هم مثل خونه ويلايي اند ، پات رو كه مي ذاري تو مي فهمي دو روز ديگه بايد از اونجا ......بري ، بعضي ها هم مثل يه ديوار قديمي كوتاه يه باغ اند ، مي ري تو و هي قدم مي زني و باغ تموم نمي شه ، نگاه مي كني ، عطرها رو بو مي كشي ، رنگ ها رو تماشا مي كني ، مي ري و مي ري... آخري در كار نيست ، به ديوار كه رسيدي مي توني دور باغ بگردي ، تازه هر فصلش هم يه جوره...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش … ارث پدرت نيست ، دل تنهاي من است.