دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نیلوبانو ^_^

...I am an e.l.f & sone for ever... درباره »
نیلوبانو ^_^
زن - مجرد
امتیاز: 10479

دنبال‌شدگان

(514 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1140 کاربر)

گروه‌ها

(125 گروه)

بازدید

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^

یــادت بــاشد : " " ، بنــدگان خـود را ؛ بـــا آنچــه بـــدان " دل بستـه " انــد مـــی آزمـــاید ...

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در وقتی...

وقتی از یه میخوای بری و خدا خدا میکنی که با یه نفر نشی ولی دقیقا قضیه میشه

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^

شدم!( در حال گرفتن با )

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^

@✔ مــریم خانوم جونم تولد مبارک امیدوارم به همه ی هات در کنار جانتون برسی

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

آقا این ما تا میشینه میخونه من میگیرم

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

نه به اینکه بهم میگه عزیزم چندمی!نه به اینکه این میگه خوبن؟

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

تمام دستم و ... ( در حال گرفتن)

ممد
10899_567437783278404_203908585_n.jpg ممد

@نیلوبانو ^_^ آقو ما يه بار سک سکه مون گرفته بود،بابامون براي اولين بار در عمرش خواست يه لطفي در حق ما بکنه سک سکه مارو بند بياره،رفت از تو انباري يه اره برقي آورد که مارو باهاش بترسونه...آقو گرفت اين اره رو روشن کرد افتاد دنبال ما!ما همينجوري جيغ ميزديم فرار ميکرديم....بعد از يه ربع که ديديم سک سکه مون خوب شده برگشتيم گفتيم بابا تموم شد،خاموشش کن....ولي متاسفانه پدر ما دچار يک هيجان کاذبي شده بود نميتونست ادامه نده!آقو بعد از دو ساعت و نيم تعقيب و گريز بالاخره مارو گير آورد از کمر نصفمون کرد!نيم تنه پاييني مونو انداخت تو کوچه گربه ها اومدن خوردن،ظاهراٌ پروتئينهاي بدن ما با آنزيمهاشون سازگار نبود همشون مردن! از اونجايي که علاقه باباي ما به گربه هاي کوچه خيلي بيشتر از علاقه ش به ما بود از دست ما عصباني شد گرفت تنها نيم تنه باقي مونده از مارو هم از وسط به دو قسمت تقسيم کرد! من الآن 34ساله دوتا يک چهارمم! ها ها ها ها ها.....يني اي پدر ما اون روز پدري رو بر ما کامل کرد ها!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در عادت های دنبالریون

یه بدی که دارم اینه که نمیتونم تو کردنم با بچه کوچیکا داشته باشم ینی تا یکم میشم میگیره واسه همین ها ازم نمیبرن

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در وقتی...

خالم زنگ میزنه میگه امروز بیا خونمون میخوایم غذای پخش کنیممنم که این کار

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
در خاطرات

دیشب تو کلا بود از بس کوچیک با خودشون آورده بودن یه اومده بود که دوتا دختر داشت تقریبا2-3 سالهازونایی که یه جا نمیشن اینقدر بودن که یه سریا در اومده بود وقتی برای شروع مراسم برقا رو کردن هر دوتاشون خوردن و سریع رفتن پیش یکیشون بود هیچی نمیگفت اما اون یکی که تر بود یهو با داد گفت: عه چرا برخا هاموش شووود؟مامانی برو رو کن وسط اون زاری یهو اومد رو همه از کار این دو تا بچه تا گیر داده بود که مامان برو برخا رو هوشن کن و بالاخره مامانش شد این دوتا ببره بیرون تا بقیه اذیت نشن

نیلوبانو ^_^
نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

این روزا همش برام یه جوریه که به قول معروف مثل و میمونه!از یه طرف همش که نکنه چیزیو که نمیدونم چیه رو از بدم و از طرف دیگه یه چیزی مدام تو میگه اونی که میخوای خیلی ...این حالمو نمیفهمم!اصن بدجور ...