هر باری که به #زور برای #سحر پامیشم به #غلط کردن میفتم که چرا شب #زودتر نخوابیدم و به خودم #قول میدم از #شب بعد زود بخوابم اما فرداییش بازم همون #آش و همون #کاسه
آدمن دیگه تا مخالفت نکنی باهاشون آدم حسابت نمی کنن ! بعضیا رو باید آدم حساب نکنی تا آدم حسابت کنن ! باید به حساب بعضیا برسی تا آدم حسابت کنن ! بعضی وقتا هم کلا حساب نمیشی ! بعضی وقتا هر جور حساب می کنی بعضیا آدم حساب نمیشن که حالا آدم حسابت کنن یا نه ! بعضی وقتا هم حسابت با کرام الکاتبین که حسابت رو بزار کف دستت ! دستت ! دستت ! دستت که اومد ؟ همش حساب دو دو تا چهار تاست که بعضی وقتا فلنگ حساب در میره و چهارتات میشه سه تا ! همون موقع است که آدم حساب نمیای ! کلاتو بچسب عمو باد حساب کتاب سرش نمیشه !
دوست دارم با توبودن را در زیر باران نگاه های کشندۀ گرگان این بیابان ، اگر : از پای چوبیم گلایه نکنی ، عطشم را فرونشانی ، با ضرب اهنگ سرفه هایم سرود پرواز سردهی ، در اوج پریدنت من را که شکسته بالم فراموش نکنی و یادت نرود قلب آدمی بسیار با ترمینال تفاوت دارد ...

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 21 دقيقه قبل