این چه حرفیه.... نه بخدای بالا سرم قصد پیچوندن نیست..... اما قصه تنهایی من و نوعش قابل تعریف نیست و دوست دارم همیشه پیش خودم محفوظ بمونه..... معذرت میخوام قصد نداشتم که به چنین برداشتی برسی... بعدم دیگه این حرف فضولی رو به خودت نسبت نده من هیچ وقت در مورد آجی کوشیکم چنین فکری نمیکنم.بیتر اونم از نوعه خفندش
قسم خوردم چون مهم بود که باور کنی..... وگرنه من قسم خدا رو به سختی میبرم..... آجی کمی ذهنم آواره کمی با اجازت داغونه..... اگه اجازه بدی من برم دیگه.... اما اصن نگران نباش...... به 2 ساعت سکوت مطلق و فکر آزاد نیاز دارم.... روبراه میشم.... مواظب خودت و مهربونیات باش..... شاد و در پناه خدامون سربلند باشی

13 سال و 1 ماه و 12 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل