#بچه ها 12-13 نفری بودیم#والیبال خیلی حال داد. #وسطی دومین بازی پیشنهادی بود.پسرا با تمام #زورشون میزدن نشونه گرفتن من توسط پسرخالم همانا و خوردن #توپ تو #دماغ من بیچاره همانا نوبت رسید به بازی #گرگم-به-هوا اگه بدونی چقدر #خندیدیم هر کی میباخت اسم میذاشتیم واسش از #رکنه (نوعی حشره ی موزی به گیلکی) گرفته تا #چوچار (مارمولک) و #داک-لله (چوب ماهیگیری) نشستن دور #آتیش و #آواز خوندن شد #خاتمه ی روز #سیزده ما
از همون کوچیکی مامانم مارو #قانع تربیت کردهعادتمون داده که هر وقت چیزی میخوایم بخوریم بین سه تامون #تقسیم کنیمحتی اگه یه #پفک 10تا دونه هم توش داشت هیچوقت تنهایی نمیخوردیمینی یه جور #عذاب-وجدان میگرفتیم اگه یکی اضافه تر از بقیه برمیداشتیمالانم که هممون بزرگ شدیم این #اخلاق رو داریم حتی این #چیپس و #پفکایی که 90 درصدشون #باده رو هم باید 3نفری باهم بخوریم وگرنه بهمون #نمیچسبه... مامانی

13 سال و 1 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 13 دقيقه قبل