دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

فتنه ای جدید علیه شیعه طی سال های اخیر، رسانه های عرب وابسته به سعودی ها و وهابیون فتنه های فراوانی را علیه ارزش های مسلمانان ترسیم كردند. تولید و نمایش سریال «معاویه و حسن و حسین» یكی از جدیدترین فتنه های آنها است.

امیرحسیــن  :-)
12.jpg امیرحسیــن :-)

قرآن بخوان از روي نيزه دلبرانه ياسين و الرحمان بخوان پيغمبرانه قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگيرد لب بسته است ، بی رمق و خسته، بی شکیب لبریز اشک و آه ولی ، فاطمي ، نجیب دنیای شيون است، سکوت دمادمش باران روضه است همین اشک نم نمش زهرائی است ، شکوه ز غمها نمی‌کند جز آرزوی دیدن بابا نمی‌کند حرفی نمی زند ز کبودی پیکرش از سنگ های کینه و گل های معجرش با بی‌کسی قافله خو کرده آه آه با طعنه های آبله و زخم گاه گاه آری نمک به زخم دل غم نمی زند از گوشواره پیش کسی دم نمی زند هرگز نگفته از غم و درد اسیری اش از ماجرای سیلی و دندان شیری اش سنگ صبور هر دل بی تاب می‌شود لب بسته و در آتش غم آب می‌شود اوقات ابری اش بوی غربت گرفته اند حالا که واژه ها همه لکنت گرفته اند با آه های شعله ورش حرف می زند او با اشاره‌ي نظرش حرف می زند حالا که غرق خون شده لبهای کوچکش با اشکهای چشم ترش حرف می زند او هرگز از تسلّی سیلی سخن نگفت دارد تمام بال و پرش حرف می زند لب بسته است از همه‌ي اهل کاروان بر نیزه با سر پدرش حرف می زند مي پرسد از سر پدر و شرح سرگذشت

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

قال المعصوم (علیه السلام): خیر وقت دعوتم الله فیه الاسحار بهترین وقتی که شما خدا را در آن وقت می خوانید ، سحرگاهان است فیض سحر ویژه برنامه ای است مناجاتی و سحر گاهی با محوریت قرائت دعای شریف کمیل همراه با ذکر توسل و روضه خوانی و سینه زنی در سحر شبهای جمعه که بیش از یکسال و نیم از تاسیس و شروع برنامه هفتگی آن می گذرد و الحمد الله و المنه به لطف و محبت الهی و عنایات حضرات معصومین (ع) خاصه حضرت مهدی (عج) و همت جوانان بسیجی و غیور شهر ، هر هفته دو ساعت ونیم قبل از وقت اذان صبح پرشکوهتر از پیش با نوای دلنشین طلبه جانباز حاج حسین حقی در جوار مزار منور شیخ مناجاتیان حضرت آیت الله آقا میرزا جواد ملکی تبریزی (ره) و علماء وشهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس در گلزار مطهر شیخان قم برگزار می گردد . با توجه به سفارش و تاکیدات اکثر ، بلکه همه ی علما و عرفای اعلام اسلام نسبت به حفظ و مراقبت و مواظبت نفس و همت در کسب معرفت زلال محمدی (ص) به وسیله تهجد و توفیق بیداری و شب زنده داری و احیاء سحرگاهی در سحر شبهای جمعه ، همه شما عزیزان را به شرکت و حضور در این برنامه پر فیض و برکت دعوت نمود

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بندۀ من! نماز شب بخوان و آن، یازده ركعت است. خدایا ! خسته‌ام، نمی‌توانم نیمه شب یازده ركعت بخوانم. بندۀ من! دو ركعت نماز شفع و یك ركعت نماز وتر را بخوان. خدایا! خسته‌ام، برایم مشكل است نیمه شب بیدار شوم. بندۀ من! قبل از خواب این سه ركعت را بخوان. خدایا! سه ركعت زیاد است. بندۀ من! فقط یك ركعت نماز وتر را بخوان. خدایا! امروز خیلی خسته شده‌ام. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ بندۀ من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان كن و بگو یا الله. خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم می‌پرد. بندۀ من! همان‌جا كه دراز كشیده‌ای، تیمم كن و بگو یا الله. خدایا! هوا سرد است و نمی‌توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم. بندۀ من! در دلت بگو یا الله، ما برایت نماز شب حساب می‌كنیم. بنده اعتنایی نمی‌كند و می‌خوابد... ملائكه من! ببینید من این‌قدر ساده گرفتم، اما بنده من خوابیده است. چیزی به اذان نمانده، او را بیدار كنید. دلم برایش تنگ شده، امشب با من حرف نزده است. خداوندا! دو مرتبه او را بیدار كردیم، اما باز هم خوابید. ملائكه من! در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست. پروردگارا! باز هم بیدارنمی‌شود.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
000 (1).jpg امیرحسیــن :-)

دو بخش است و و قصه یتیمی ما از کنار در شروع شد

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

تلاش برای زنده کردن یک رابطه از دست رفته مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو، باریختن آب جوش گرم کنی.نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش...یادمان باشدزخمی که میزنیم،دلی که میشکنیم...ارزان نیست...یک جایی بایدبهایش رابپردازیم یک وقت شایدهمین نزدیکی ها...

امیرحسیــن  :-)
0_244428001342881476_jazzaab_ir.jpg امیرحسیــن :-)

به نظر شما کدام پوشش بهتر است .......

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

علت نامگذاری رمضان رو می دانید؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

فرازي از دعاي امام جواد عليه السلام در شب اول ماه رمضان خداوندا! ما را از آناني قرار ده كه نيت كردند و عمل كردند و از آناني قرار مده كه بدبخت شدند و سستي نشان دادند. خداوندا! بدن هاي ما را از بيماري ها سالم بدار و بركاري كه بر ما واجب ساخته اي ياري ده، تا اين ماه بر ما بگذرد، درحالي كه تكليف واجبت را ادا كرده باشيم. خداوندا! بر روزه داري اش ياري مان كن و بر عبادتش توفيقمان ده و براي نماز در آن، نشاطمان بخش و ما را از خواندن قرآن محروم نگردان و پرداخت زكات را در آن براي ما آسان ساز

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

راستی ، رمضان ! ماه ِ مارا دیدی بگو: بگو : که دیگر نایی برای ما نمانده، بگو : که تنها به آمدن او دل بستیم به او بگو که دوستش داریم . . .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

علت نامگذاری رمضان رو می دانید؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دروغ چرا؟ ازشما که پنهان نیست وقت‌هایی هست که دیگرهمه‌ وجودم شوق و بیقراری نیست آرزوی رسیدن به شمانیست «یالیتنی کنت معکم» گفتن به هل من ناصرتان نیست آن افق‌های روشن نیست تاریکی‌ است وترس بعدمی‌ترسم چشمم را بازکنم وباورم بشود درسپاه مقابل شما ایستادم بعدمی‌دانم بایدبنشینم وخودم رابه چالش بکشم ونمی‌کشم از خودم فرارمی‌کنم این‌طور وقت‌هاباید بنشینم برای خودم روضه‌ عمرسعد بخوانم که ازهمه‌ روضه‌ها دردناکتر است پسرسعد شمارا به گندم ری فروخت من اصلانمی‌دانم دارم فرزندتان رابه چه می‌فروشم...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

امشب فهمیدم که یه توفیق نصبیم شده مهمونی تومهمونی/امام رضا و خدا عجب..

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

وقتي اميرالمؤمنين عليه السلام زمامدار مسلمين بود، بيت المال فراواني در نزد حضرت وجود داشت. ايشان در مسجد كوفه مشغول به روزه و اعتكاف بودند. روزي مردي بيابان نشين وارد مسجد كوفه شد. نزديك افطار بود و مرد اعرابي گرسنه اش بود. ديد در گوشه اي از مسجد پيرمردي مشغول افطار است. آمد تا با او هم سفره شود. ديد در سفره اش فقط شيشه اي قاووت (آرد جو) وجود دارد. پيرمرد به او تعارف كرد اما مرد اعرابي هر چه كرد نتوانست از آن بخورد. بلند شد و از مسجد بيرون آمد. در كوچه ها مي گشت و منتظر بود تا دري باز شود

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

چه حالی میده....افطاری شب اول ماه رمضون....