دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

یاس محمدی
یاس محمدی

هر که دارد سر سوداي خدا بسم الله...هر که دارد غم مهماني ما بسم الله....روزه يعني عطش روضه لب هاي حسين....هر که دارد هوس کرببلا بسم الله. حلول ماه مبارک رمضان مبارک

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@سیدِغریب ابوحمزه...

وحید (آقای خاص)
وحید (آقای خاص)

اگــــه مــَردی ... ؟!! مَــــــــرد بمـــون ... اگــه نیستــــــی ... نـامــــَردی نکن ...!! اگـــه تنهایـی ... ؟!! تنــــــها بمـــــون ... اگـــه نیستـــــی ... تنــهاش نـــذار ... !! اگــه نجیبــی ... ؟!! نـجــــابـت کُــــن ... اگــه نیستــــــی ... هـَـرزگی نکـن ... !! اگــه عاشِـقی...؟!! عـــاشـق بمـون ... اگــــه نیستـــی ... حُرمتِ عشقُ نَشکَن...*Vahid*

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش یکی بود تو اینترنت چایی پخش میکرد دیگه از پا کامپیوترمون پا نمیشدیم ......دیدگاه

امیرحسیــن  :-)
اهل-بیت-نظام.jpg امیرحسیــن :-)

دانه های برنج را که دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای هنوز خورده نشده تازه می فهمم کشیده شدن امتداد آن پارچه سفید از روی میز تا روی پاهایش، برای تمیز ماندن عبایش نیست؛ برای تمیز ماندن برنج هاست که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند…با یک دست و آن هم با دست چپ، غذا خوردن سخت است؛ گاهی برنج ها می ریزد دیگر…

امیرحسیــن  :-)
96041730981674387181.jpg امیرحسیــن :-)

بچهاییییییییییییییییییییییییی که تهران و کرج وووووو اینور و اونور ...................از فردا شب مسجد ارگ ............حاج منصور ارضی ..........یادتون نره ..........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

کاش یکی بود تو اینترنت چایی پخش میکرد دیگه از پا کامپیوترمون پا نمیشدیم .........

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

رمضان مبارک ..............................خدارو شکر همه دعوت شدیم به مهمونی ......

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

چهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه حالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دادا .........................افطار شب اول رمضان ..........خدا وکیلی خدا دمت گرم ..........30 شب میخوای مهمونی بدی .......

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

نوزادم نشدیم یکی بغلمون کنه**** - شریعتی هم نشدیم هر چی جملات قصاره نسبت بدن به ما ****- ای کی یو سان هم نشدیم آب دهن بمالیم کف کلمون، همه چی حل شه!**** - چاقو هم نشدیم تا حداقل اینجوری بتونیم تو دل کسی بریم -***** قاصدک هم نشدیم، پیام رسان و سنگ صبور عشاق شیم

امیرحسیــن  :-)
emam reza.jpg امیرحسیــن :-)

یاامام رضا قدیم میگفتن: اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند ، ببین من چه بدبختی هستم که یه سر پیش شما هم نمی تونم بیام یا امام رضا ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخ خطاب زده 6 تا میرم توش هیچی نیستاصلاع رسان زده 35 تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میرم توش یکدونه هم نیست ...................................

امیرحسیــن  :-)
shimiyai2.jpg امیرحسیــن :-)

اتل متل راحله اخموي بي حوصله مامان چرا گفت بگير از پدرت فاصله! دلش هزار تا راه رفت بابا خسته ي کاره؟ مامان چرا اينو گفت؟ بابا دوستش نداره؟ بايد اينو بپرسه اگه خسته ي کاره پس چرا بعضي وقتا تا نيمه شب بيداره؟ نشونه ي بيداريش سرفه هاي بلنده شش ماه پيش تا حالا بغض مي کنه، مي خنده شايد اونو نمي خواد اگه دوستش نداره پس چرا روي تختش عکس اونو مي ذاره؟ با چشماي مريضش عکس و نگاه مي کنه قربون قدّش ميره بابا بابا مي کنه با دست پر تاولش آلبومي رو که داره از کنار پنجره بر مي داره مياره با ديده ي پر از اشک آلبومو وا مي کنه رفيقاي جبهه رو همش صدا مي کنه آلبوم عکس بابا پر از عکس دوستاشه عکسي هم از راحله ست تو بغل باباشه با ديدن اون عکسا زنده مي شه، ميميره با ياد اون قديما بابا زبون مي گيره قربون اون موقع ها قربون اون صفاتون دست منم بگيرين دلم تنگ براتون از اون وقتي که بابا دچار اين مرض شد مامان چقدر پير شده بابا چقدر عوض شد مامان گفته تو نماز برا بابات دعا کن دستاتو بالا ببر تقاضاي شفا کنديشب توي نمازش واسه ي باباش دعا کرد! دستاشو بالا بردو تقاضاي شفا کرد

امیرحسیــن  :-)
2010-11-17_194931.jpg امیرحسیــن :-)

از عكستان بگوييد. خاطرتان است كه مربوط به چه عملياتي است؟ سال 61 در عمليات والفجر يك در هور العظيم بوديم كه عكاسي آمد و عكسم را گرفت و رفت. آن موقع مسئول دسته بودم. ديگراو را نديدم، ولي عكس را داشتم. از كنگره ها و جشنواره هاي زيادي سراغ اين عكس را مي گرفتند و دنبالش مي گشتند، من هم به آنها مي دادم. بعضي ها به اشتباه تصور مي كنند كه اين صاحب اين عكس در جبهه به شهادت رسيده است اما اين گونه نيست. من زنده ام و حالا با مشكلات شيميايي ام دست و پنجه نرم مي كنم.