امیرحسیــن :-)
دعا كنید كه خداوند شهادت رو نصیبمون بکنه ، تو این دوره زمونه که همه میگیم جنگ نرم و دم از شهدا میزنیم ، شما توی کدوم دسته ای؟ 1.بی تفاوت به کشور و غرق در زندگی خودتون شدین با کرده گذشتگان مخالفی و بی تفاوت نسبت به حال و آینده 2.وفادار به گذشته اید و خودتون مسئول ساختن آینده میدونین
امیرحسیــن :-)
دعا كنید كه خداوند شهادت رو نصیبمون بکنه ، تو این دوره زمونه که همه میگیم جنگ نرم و دم از شهدا میزنیم ، شما توی کدوم دسته ای؟
امیرحسیــن :-)
هرکی اینو ساخته خیلی اعصاب داشته !!
امیرحسیــن :-)
ای کسانیکه روزه نمیگیرید.......حداقل افطار کنید..... ! چون از قدیم گویند کار را آن کرد که تمام کرد !
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک
خدایا تو این گرونی کی از تو توقع داشت مهمونی بگیری...!!! پیشاپیش مهمونی خدا مبارک
امیرحسیــن :-)
لعنت خدا بر دشمنان اهل البیت رودخانه* های کرامات تو، با عطایای فراوان تو لبریز است و درهای مناجات تو برای کسی که آهنگ تو دارد باز و گوشه چشم های پر مهرت برای کسی که به درگاهت تضرع و زاری دارد پیوسته است خدایا! هشیاری مهار شده و اضطرار اوج گرفته و اهل انتظار از بردباری باز مانده اند ... تو ای خدا! در کمین مکاران هستی؛ خدایا! با اینکه با ایشان مهلت می دهی رها نمی کنی
امیرحسیــن :-)
در آخرين وداع، كنار نخلستان هاي اروندكنار قبل از عمليات والفجر۸ بر حاج اكبر خنكدار و برادرش سردار شهيد علي اصغر خنكدار (فرمانده گردان امام محمد باقر لشكر۲۵كربلا) چه گذشت؟!
امیرحسیــن :-)
چطور بگم که دلتنگ توام تویی که مونس شب های دل بی قراری ام بودی چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟ چطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه من آشفته زندگی می بخشه؟ چطور بگم که این دل بی طاقت بهانه تو را می گیرد؟ چطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟ ای تنهاترین ستاره زندگی من پشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانم تا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنی
امیرحسیــن :-)
هـي فـلـانـي ... مـيـدانـي؟! مـي گـويـنـد رسـم ِ زنـدگـي چـنـيـن اسـت: مـي آيــنـد، مـي مـانـنـد ، عـادت مـي دهـنـد ، و مـي رونـد... و تـــو در خـود مـي مـانـي... و تــــو تـنـهـ ا در خـود مـي مـانـي! راسـتـي نـگـفـتـي ؛ رسـم ِ تــــــ و چـنـيـن اسـت؟! مـثـــل ِ هـمـه ي ِ فـلـــانـي هــا؟!
امیرحسیــن :-)
جانشین رسول خدا و فرزند خانه کعبه است که مظلومانه شب را در آغوش کشیده است ! " فاطمه بین در و دیوار آن گاه که پهلویش می شکند معنا می یابد . صدای شکسته شدن پهلویش در همه جا تا همیشه جریان دارد . فاطمه را در کوچه پس کوچه های مدینه آن زمان که بر گردن شیر خدا ریسمان می بندند باید دید . فاطمه را از غربت بقیع باید شناخت . او را فاطمه نام نهادند زیرا بریده از پلیدی ها بود و چون زمینیان گنجایش وجود با عظمتش را نداشتند به ملکوت و به جوار حق بازگشت و عاشقان زمینی اش را در غم جدایی از خود تا قیامت سوگوار باقی گذاشت .یک نفر فریاد می زند " بقیع " و تو از پشت حریر شفاف اشکهایت به دنبال گمشده ات می گردی و می خواهی با علی همراه شوی با تمام داغی که بر دل دارد . ضجه بچه های فاطمه بلند است که علی بی تاب تر می شود . آخر این پیکر مطهر را در کدام نقطه به خاک بسپارد ؟ یا زهرا دریای بیکران وجودت آن قدر نا محدود است که در ذهن ما هم چون جزیره ای ناشناخته و پر از رازهای نهانی است .
امیرحسیــن :-)
شاید مدالی داشته باشم!! نمی دانم امّا مهمان حبیب خداست . اگر روزی وارد شوم چه کنم ؛ چه پر شور. به رسم خادمی این درگه همان گوشه کنار در می نشینم , سر خم می کنم ، با حیا و با ادب می گویم السلام علیکم یا اهل البیت النبوة. و یک نفر قطعا اگر لایق باشم پاسخ سلام را میدهد و آن مادرم زهراست چه جملهءزیبائی ( مادر ) مادرم زهرا ! ای کاش من هم اولاد تو بودم . راستی مادر پهلویت !؟ هنوز درد می کند ؟ چه جسارتی !!! تو را هم میزنند ؟ توئی که پاکی و پر از غرور ... بی رحمانه غرورت را می شکنند ؟ لعنت بر آن کس که غرورت را شکست ... مادر! خوش به حال آنانی که با تو همسایه اند ؛ خوش به حال آنان که با تو مَحرمند . حالا که اینطور شد بگذار در لغت حداقل با تو راحت باشم (( مادر )) دلت همیشه شاد باد دوستت دارم مادر دوستت دارم
امیرحسیــن :-)
خودت قضـــــاوت کن... توی يکی از محله های جنوب تهران ساکن بودند و فوق العاده عشق داشتند نسبت به امام حسين عليه السلام و عشقش مثال زدنی بوده! شهادت ايشون وقت نماز اتفاق ميفته درست وقت قنوتحالا داشته چی از خد ا ميخواسته و چه ريختی خواسته٬که ما نمی دونيم و ظرفمونم اونقدری نيست! خلاصه آرپيجی می زنند و مثل اربابش بی سرشهيد می شه! ايشون يه قبر برا خودشون کنده بودند٬که وصيت کرده بودند بعد از شهادت توی اون دفنش کنند! بدن مطهرشو که می خواستن تو قبر بزارن متو جه می شن که اگه اين شهيد سر به بدن داشت توی قبر جاش نمی شد! ... يا اباعبدالله... ا اون دوستی که اينو برای من تعريف می کرد٬ يهو يادش افتاد گفت راستی داوود خسروی که شهيدشد٬ دخترش سه سالش بود!!!! خودت قضاوت کن..