هر كجا #شادي#فاطمه است با دو صد شور و شعف مي روم به خدا با همين #لعن#عمر سوي ايوان نجف مي روم بگو لعن عمر محسن شش ماهه دعايت كند بگو #لعن#عمر#حضرت#عباس عنايت كند
جاذبه سیب، آدم را به زمین زد؛ و جاذبه زمین، سیب را؛ فرقی نمی کند؛ سقوط ، سرنوشتِ دل دادن به هر جاذبه ای؛ غیر از #خداست؛ به جاذبه ای می اندیشم که پروازم می دهد؛ #خدا ...
به نام خدایی که در همین نزدیکی است ...
ســــلام خدمت بهترین ها ...
دنبال واژه ام ...
گویی همه دست به دست هم دادند که نتوانم سلامی گرم و تشکری که لیاقت دوستان عزیزم رو داشته باشد ، را خدمتوشون عرض کنم ...
با آرزوی بهترین ها ...
چادر رو دوست دارم چادری که برای من خستگی نمیاره حتی در تابستون... من با چادرم هیچ وقت خسته نمیشم اما چادر امنیت میاره با رنگ سیاهش، با بلندیش با بزرگیش، با وسعتش... امنیت خیلی حس خوبیه نعمت خیلی بزرگیه بعضی ها که امنیت رو دوست ندارند، خودشون رو از حجاب محروم می کنند... چادرم برای کسی که امنیت رو میخواد، هدیه ای وصف ناشدنی به ارمغان میاره...
آن قدر ذهنم آشفته و درگیر است که نمیدانم از کجایش بنویسم. نمی دانم از آنجا که دوتایی شان با فضاحت در خیابان راه می رفتند و گامهایشان به هم می پیچید و با قهقهه به آغوش هم فرو می رفتند بنویسم یا از آنجا که چند بی غیرت ایستاده بودند و به رژه زنی که از کنارشان عبور می کرد، با دهانی باز نگاه می کردند و عربده می کشیدند! از کجا بنویسم؟