امیرحسیــن :-)
وقتی برای بار اول دیدمت از حرف زدن با تو میترسیدم و قتی برای اولین بار با تو حرف زدم از اینکه دوست داشته باشم میترسیدم وقتی برای اولین بار احساس دوست داشتن تورو تجربه کردم از اینکه عاشقت بشم میترسیدم و حالا که دوست دارم میترسم که از دستت بدم.
امیرحسیــن :-)
به نظرتون دندونام چیکار کنم ؟ خوب بشه
maloo
انگشتانم که لاي ورق هاي ديوان حافظ مي رود
دست و دلم مي لرزد
دلم مي خواهد هميشه بگويد:
" يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور"
امیرحسیــن :-)
چند تا بسیجی داخل جیپ بودند که یهو شیمیایی زدند همه ماسکهاشون رو در اوردند و زدند روی صورتاشون یکی از بچه ها ماسک نداشت همه ی بچه ها ماسکها رو در اوردند و انداختن روی زمین هیچکی حاضر نبود ماسک بزنه بالاخره یکی ، بقیه رو قانع کرد... ... لحظاتی بعد سرفه های شدیدش شروع شد دوستاش از زیر ماسک هاشون نگاش می کردند زار زار گریه می کردند و ناله سر می دادند ...