حرف حق زد چقدر نیزه به خوردش دادند . . . آب میخواست سر نیزه به خوردش دادند . . . حرف حق زد دهنش را پر خون کرد سنان . . . نیزه در حلق حسین کرد و در آورد سنان . . .
ناد علیا مظهر العجائب *** تجده عونا لک فی النّوائب #علی اســد الله #علی ولی الله #علی عین الله #علی سر الله #علی نور الله #علی وجه الله #علی سیف الله #علی شمس الله کور بشه اونی که نمیتونه ببینه ! « بنویس لبیک یا علی »
حفصه و عایشه علیه رسول خدا و برای آزار او اتفاق کرده بودند. "1"
و آیه نازل شد که اگر شما [همسران پیامبر] از کار خود توبه کنید [به نفع شماست، زیرا] دلهایتان از حق منحرف گشته؛ و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، [کارى از پیش نخواهید برد] زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند. "2"
عایشه و حفصه آنقدر رسول خدا را آزار می دادند که تمام آنروز را خشمگین سپری میکرد."3".
عمربن خطاب به دخترش حفصه گفت: تو میدانی که رسول خدا تو را دوست ندارد."4"
و اینکه بخاری به این مساله اعتراف میکند بیانگر آنست که خبر آزار رساندن عایشه و حفصه به پیامبر میان مردم شایع و متواتر شده بود.
همچنین عایشه و حفصه در زمان بیماری رسول خدا صلی الله علیه و اله با او مخالفت کرده و هر کدام خواستند تا پدر خود را برای امامت نماز جماعت دعوت کنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به آن دو فرمودند: شما چون زنان فتنه گر اطراف یوسف علیه السلام هستید. "5"
و نیز روزی پیغمبر خدا با امیرالمومنین قدم زنان گفتگو می کرد و سخنان پنهانی آن دو مدتی به طول انجامید. عایشه که بی خبر به دنبالشان افتاده بود. خود را غفلتاً در میان آن دو انداخت و گفت: چه موضوع مهمی است که شما دو نفر را تا به این حد به خود مشغول داشته و مدت زمانی وقت گرفته است؟ می گویند رسول خدا صلی الله علیه و اله از این برخورد ناگهانی عایشه در آن روز سخت خشمگین شده است. "6"