قال رسول الله صلی الله علیه و اله وسلم:
ان الله تبارک و تعالی جعل لاخی علی بن ابی طالب فضائل لا یحصی عددها غیره
فمن ذکر فضیلة من فضائله مقرا بها غفر الله له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر واو وافی القیامة بذنوب الثقلین. و من کتب فضیلة من فضائل علی بن ابی طالب علیه السللم لم تنزل الملائکة تستغفر له ما بقی لتلک الکتابة رسم . و من استمع الی فضیلة من فضائله غفر الله له الذنوب التی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابة فی فضائله غفر الله له الذنوب التی اکتسبها بالنظر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله وسلم فرمودند:
خداوند تبارک و تعالی برای برادرم، علی بن ابی طالب آن قدر فضیلت قرار داده که شمارش آن را فقط خدا می داند.
هرکس فضیلتی از فضائل او را بازگو کند و به آن اعتراف نماید ، خداوند گناهان گذشته و اینده اش را بیامرزد ، هرچند به اندازه جن و انس گناه کرده باشد.
و هرکس فضیلتی از فضائل علی علیه السلام را بنویسد ، تا آن نوشته باقی است فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
و هر که به فضیلتی از فضائل علی علیه السلام گوش دهد ، خداوند گناهانی را که به وسیله ی گوش انجام داده می آمرزد.
و هرکس به نوشته ای از فضائل علی علیه السلام نگاه کند، خداوند گناهانی را که با چشم انجام داده می آمرزد.
دنیای من .....آقای من..... اللهم اجعل محیای محیای من..... من برای تو گریه میکنم تو برای من آقای ........من سامون بده ......لیلای من یک خبری به مجنون بده..... من که مردم کرب و بلاتو نشون بده .......سامون بده ......میگم عاشقم ......اما خودم بهتر میدونم که نالایقم کدوم عاشقی!!!!...... من که همیشه برای تو آینیه دقم کجا عاشقم!؟..... دوا بده .....درد بده ...هر چی دارم ازم بگیر .....به من یه کربلا بده ..... ان شالله ..... (هلالی ) تولد امام زمان بر منتظران ایشان مبارک
یه خاطره بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... سال پیش رفته بودیم مشهد با دوستام ..بعد گفتیم بریم حموم عمومی ... رفتیم یه حموم عمومی بود از اینا که با یه لیف 15 نفرو لیف میزنه . . . بعد اومدیم سرامونو بشوریم یه بندع خدا غریبه بود گفت از شامپوتون یه ذره به من میدین ؟ گفتیم بفرمایید ...بعد یه شامپو نو هم داشتیم از این داروگر بزرگــــــــــــا بعد این بنده خدا رفت زیر دوش سرشو بشوره هی دوست من از بالا شامپو درسته هرو میریخت رو سر این بنده خدا بعد 10 دیقه خدا وکیــــــــــــلی اومد بیرون از زیر دوش نفـــــــــس کم اوورده بود شامپو هم آخراش بود . . . .با صورت کفی و چش بسته اومد بیرون داد میزد این چه شامپویی . . .. دیگه مام در و دیوارو گرفته بودیم از خنده . . .. . خدایا مارو ببخشخیلی کار بدی کردیم