یک قصاب بوده که #بت-پرست بوده ؛ مشتری میاد بهش میگم گوشت میخوام و میاد براش گوشت و وزن میکنه ولی هر از چند گاهی نگاه بالاش میکنه !!! ............. مشتری میگه چرا نگه بالا میکنی و گوشت منو نمیدی !!؟ .............. پس از اصرار زیاد جواب میده که : من بت پرستم و بتم رو هر روز با خودم میارم میذارم اون بالا ؛ حالا هی نیگاش میکنم که دقت کنم تا #کم-فروشی نکنم و از #خدام که همون #بته شرم دارم تا کم فروشی کنم !! ............. حالا ما با چه جراتی کم فروشی میکنیم جایی که خدا #حی و #حاضره !! ............. #آیت-الله-دستغیب
هر روز صدای گریه هاش
می رسه تا عرش خدا
ازسوز روضه خوندنش
قیامتی میشه به پا
*
مدینه کربلا میشه
شهر فرشته ها میشه
آدم و یعقوبم میان
مدینة البکاء میشه
*
فرقی نمی کنه براش
کسی نیاد تو روضه هاش
عالمُ بر هم می زنه
بغض نشسته تو صداش
*
به سینه و سر می زنه
بقیع باهاش نوحه گره
دَم تمومِ نوحه هاش
“حسین غریب مادره”
رو خاکایِ سرد بقیع
صورت چار قبرکشیده
طوری-غریب حسین- میگه
انگارکه گودالُ دیده
*
پایِ بساط روضه هاش
عابرا گریه می کنن
بلند بلند فرشته ها
اون بالا گریه می کنن
*
از پسراش نشد یه بار
با کسی حرفی بزنه
زمزمه ی لبش شده:
حسین من بی کفنه
*
طاقت نداره، کارشه
شبا می ره سئوال کنه
با گریه می خواد از رباب
عباسشُ حلال کنه
***
طفلی سکینه رو بگو
دل نداره نگاش کنه
روُش نمیشه مثل قدیم
ام البنین صداش کنه