دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خطای دید

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

ساق پا چیست ؟ وسیله ای برای یافتن میز در تاریکی !

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

دیروز به استاد گفتم : استاد دو دیقیقه اومدیم خودتون رو ببینیم همش که پا تخته ای بیا بشین دیگه ! کل کلاس له شدن منم انداخت بیرون !

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

چارلي چاپلين به دخترش گفت: تا وقتى که قلب عريان کسي را نديدي بدن عريانت را نشان نده هيچگاه چشمانت را براى کسيکه معني نگاهت را نمى فهمد گريان نکن قلبت را خالى نگهدار و اگر روزي خواستي کسي را در آن جاي دهي سعى کن که فقط يکنفر باشد به او بگو که بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زيرا به خدا اعتماد دارم و به تو نياز

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
IMG_4381-400x310.jpg امیرحسیــن :-)

زبانم از شدت خشکی مثل چوب شده بود. به طرف آب خوری رفتم. می خواستم آبی به دست و رویم بزنم تا شاید کمی از تشنگی ام کم کند. گرمای هوا بد جوری نفسم را گرفته بود. کنار آب خوری ایستاده بودند. به نوبت آب می خوردند و می خندیدند. یکی شان گفت: «بچه ها من یادم نبود روزه ام، آآآآآخ! حالا چیکار کنم؟!» آن یکی گفت: «باید شصت تا روزه بگیری، وگرنه خدا سنگت می کنه! حالا ببین کی بهت گفتم!» صدایشان در میان قهقهه ها گم می شد. عرق صورتم را با پشت دست پاک کردم. چادرم را جلوتر کشیدم و از کنارشان رد شدم.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@*mahsa* ایکاش درچشمهایت تردید را دیده بودم یا ازهمان روز اول ازعشق ترسیده بودم ایکاش ان شب که رفتم از اسمان گل بچینم جای گل رز برایت پروانکی چیده بودم گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی ان شب نمیدانی،اما تا صبح لرزیده بودم ان شب تو با خودنگفتی که برسر من چه امد؟ باخودنگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم؟ انگارپی برده بودی دیوانه ات گشته ام من تو عاشق من نبودی و "دیر فهمیده بودم"... (تقدیم به بیوفایم mahsa که با رفتنش بدجور دلمو سوزوند)

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

سلامتی اونایی ک خیانت دیدن وتنهاشدن
ولی هنوزتاریخ تولدطرف رمزموبایلشون...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بـــــــه اذنـــــ مـــادر جـــــمــعـــه ســـیـــاهـــی مـــیـــزنـــــیــــمـــ

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

برگشتنت همانقدر محال است که خیال میکردم رفتنت...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
در خاطرات

کی یادش ه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

با دیدن این عکس اولین جمله ای که به ذهنم رسید این بود : "لا اله الا الله" خدایا میشود به من بفهمانی که کدامیک از اینها در قیامت ظاهر زیبایی دارند ؟ کسی که گوشت ، پوست ، خون ، استخوان و لباسش با هم آمیخته شده یا کسی که لباسهای به روز و به اصطلاح "مد" را میپوشد و ساعتها وقت خود را برای ظاهر خویش میگذراند..اینجاست که به یاد جمله شهید بزرگوار حاج احمد کاظمی می افتم که میگوید خوایا فقط میخواهم شهید بشوم ، حاج احمد خوشا به حالت که راه سعادت را تشخیص دادی و به آرزویت رسیدی و بدا به حال ما که ظاهر را بر باطن ترجیح دادیم

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

یادش بخیر ........ چقدر خوش بودیم با اینا ........انگار تموم دنیارو بهمون دادنیادش بخیر

امیرحسیــن  :-)
Ad.jpg امیرحسیــن :-)

دوا بده ...درد بده ...هر چی دارم ازم بگیر اما یه کربلا بده .....آقای من

امیرحسیــن  :-)
اهل-بیت-نظام.jpg امیرحسیــن :-)

دانه های برنج را که دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای هنوز خورده نشده تازه می فهمم کشیده شدن امتداد آن پارچه سفید از روی میز تا روی پاهایش، برای تمیز ماندن عبایش نیست؛ برای تمیز ماندن برنج هاست که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند…با یک دست و آن هم با دست چپ، غذا خوردن سخت است؛ گاهی برنج ها می ریزد دیگر…

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.