تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا . . . اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست . . . آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست . . . من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . .تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما . . . یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون . . . که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن . . . تو یه زائری برو من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . . #محسن#چاووشی
دل به هر کجا رو کند ، آخر بیاید سوی دوست / قبله دل ها کجا باشد به غیر از کوی دوستبه خدا دنیای مجازی خیلی واقعی تر از دنیای واقعیمه تو اون دنیا کسی را نداشتم یه تبریک بهم بگه ولی اینجل برام سنگ تموم گذاشته شد من چقدر خوشحالم دوستای گلی مثل شماها دارم یه دنیا مرسیمیگن اگه عزیزی جزئی از خاطرات خوب زندگیت شد، برای بودنش ازش تشکر کن، متشکرم که هستید
وای ممنونم عزیزم خیلی لطف کردی بهم خیلی مرسیتم حسین گلم
از گذاشتن این تصاویر شرم دارم...اما ببینید غربت و مظلومیت تا کجا... فقط اونایی که رفتن و از نزدیک دیدن میتونن درک کنن که این غربت تا ته استخوان آدمو میسوزونه و خورد میکنه...
سالهاست که قلمم در بیان غربتت رخت ماتم بر تن کرده
و امروز ...
امروز شاید جان قلم آتش گرفته
از هم گسسته شده
پاره
ویران
مثل تکه های این گنبد به خاک نشسته
ذره ای شده
میان این پاره سنگهایی که روزی صحن و سرای پدرت بود و خانه مادریت
مولای غریب شهر غربت زده سامرا
شهر غبار آلود آرزوهایت
زادگاهت
به خاک نشسته
به درد
کجایی ؟
در حرم نشسته ای
یا در سرداب نجوا می کنی
کمتر اشک بریز
کمتر
وجب به وجب این خاک تمنای تو را می کند
و قطعه قطعه اش ناز قدمهایت را می کشد
برایم بگو
بگو از این رنج به استخوان رسیده
این مردم فراموش کرده اند
زمزمه کن
از تاریکی سرزمین مادریت
و از دردهای خاک به سوگ نشسته پدریت
برایم بگو
گویی همه چیز را از یاد برده ایم
برایمان بگو
از ...
از این آسمان فرو ریخته
بهشت به غم تنیده
و بارگاه به خاک غلطیده
...