دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

زن بد حجاب در عالم قبر........

امیرحسیــن  :-)
0.749153001348094027_taknaz_ir.jpg امیرحسیــن :-)

تفاوت صف گرفتن بچه ها در مدرسه و از جلو نظام و خبردار دیروز

امیرحسیــن  :-)
2.jpg امیرحسیــن :-)

بدون شرح

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

این گونه دلاورانه جنگیدن . . .

امیرحسیــن  :-)
A0188031.jpg امیرحسیــن :-)

به نظرتون اینها هم سقف قرارداد دارند؟ چقدر؟ ۱۰۰ یا۲۰۰ هزارتومن؟ شاید هم سفید امضا کردند...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

روزی سید حسن حسینی، یکی از بچه های گردان، رفته بود ته دره برای ما آب بیاورد. موقع برگشتن خمپاره خورده بود جلوی پایش، همه سراسیمه از سنگر آمدیم بیرون خبری از سید نبود، بغض گلویمان را گرفت. آماده شده بودیم بریم پایین که دیدیم حسن بلند شد و لباس هایش را تکاند، پرسیدیم : «چی شد» گفت: « آشنا در اومدیم، پسر خاله زن عموی باجناق خواهرزاده نانوای محلمان بود. خیلی شرمنده شد، فکر نمی کرد من باشم، وگرنه امکان نداشت بذارد من بیایم، هر طور بود مرا نگه می داشت!»

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@amirhosein من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست "پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست" کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت: "ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه" راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد سالیانی ست که معراج خدا می خواهد زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی رقص شمشیر تو تفریح خدا بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)
توسط پیامک

اینجا ایران است.
حاکمش نائب امام زمان است.
و پاکترین رهبر جهان است.
اینجا اجناس گران است.
چونکه تحریم دشمنان است.
اما ایرانی صبور و قهرمان است.
هدف ما از زندگی، نان نیست؛ حفظ ایمانست.
زندگی همچو امتحانست
کسی قبول میشود که در خط شهیدانست.
پیروی از“ولایت”وصیت آنانست
ایرانی غیور و باوجدانست
نه فقط فلسطین،بلکه حامی تمام مظلومان است.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

@amirhosein وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد نعره ی حیدریه "أینَ تَفرو" می زد بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار پا در این دایره بگذار عدم را بردار بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی یازده مرتبه در آینه تکرار شدی راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید "ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر" می گوید

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
132144101149712318023910620010623710696034.jpg امیرحسیــن :-)

اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداكار اتل متل بچه‌ها كه اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ كسی رو ندارن مامان بابا رو می‌خواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی كه از درد سر دست می‌ذاره رو گیجگاش اون بابای مهربون فحش می‌ده به بچه‌هاش همون وقتی كه هرچی جلوش باشه می‌شكنه همون وقتی كه هرچی پیشش باشه می‌زنه غیر خدا و مادر هیچ‌كسی رو نداره

امیرحسیــن  :-)
307securedownload10.jpg امیرحسیــن :-)

خوشا آنانکه مردانه می میرند... خوشا آنانکه مردانه می میرند و تو ای عزیز! خوب می دانی که تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

چرا بعضي ها بمن چه مي گويند

امیرحسیــن  :-)
fatemie2-ammargraph-l.jpg امیرحسیــن :-)

یادمان باشد مادرم فاطمه فقط 18 سال داشت . . .

امیرحسیــن  :-)
siahchador.jpg امیرحسیــن :-)

گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟ گفتم: چه می‌دانم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری! گفت: نچ! گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً! گفت: نچ! گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!! گفت: نزدیک شدی! گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شوند؟ دیدی!! گفت: برو بابا… دور شدی باز گفتم: خب خودت بگو اصلاً گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “زهرا ” باشم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

خل شده