دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرحسیــن :-)

همه چی درباره خودم: درباره من:تو بیمارستان به دنیا اومدم از بچگی بزرگ شدم چند سال سن دارم تو دو... درباره »
امیرحسیــن :-)
مرد
امتیاز: 10536

دنبال‌شدگان

(840 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(668 کاربر)

گروه‌ها

(160 گروه)

بازدید

امیرحسیــن  :-)
imam hosein2.jpg امیرحسیــن :-)

پايِ دختر بچه وقتي غرق تاول ميشود . . . پا به پايش كارواني هم معطّل ميشود . . . دستْ بسته، خواب هم باشد بيفتد از شتر . . . پهلوان باشد دچار ِ دردِ مَفصَل ميشود .

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری، آنگاه که حتی گوش ت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری، می خواهم بدانم، دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی، تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ *

امیرحسیــن  :-)
5l107kz5ny0ea2zy4ae.jpg امیرحسیــن :-)

با زائران محرم شرط است آن که باشد غسل زیارت ما از اشک چشم خونبار

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

شب همگی بخیر ...................شب هممون امام رضایی

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

بهتری ؟؟؟؟؟؟؟ @˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

قرآن فوائد فراوانی برای نماز ذکر می‌کند می‌فرماید: «انّالصلوﺓ تنهی عنالفحشاء والمنکر». نماز جلوی زشتی را می‌گیرد زیرا طهارت است، شرایط و آدابی دارد، حلّیت مکان می‌طلبد و حلّیت لباس می‌طلبد. بعضی وجوبی است ، بعضی مستحبی و بعضی عنوان ادب و دستور و سنت را دارد. این مجموعه نماز را می‌سازد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

منم دارم قاطی مرغا میشم ( به روایتی بدبخت شدم )

امیرحسیــن  :-)
1338930896441355_large.jpg امیرحسیــن :-)

حضرت ماه ...

امیرحسیــن  :-)
1337026793999713_large.jpg امیرحسیــن :-)

مخصوصا اگر سر مزارش که باشی نگاهش شرمنده ترت میکند... شهدا بازهم شرمنده تونم... به مادرمان فاطمه زهرا هم بفرمایین ببخشن...

امیرحسیــن  :-)
339138_360.jpg امیرحسیــن :-)

یک روز که مهدی از مدرسه به خانه آمد، از شدت سرما گونه ها و دست هایش سرخ و کبود شده بود. پدرش همان شب تصمیم گرفت برای او پالتویی تهیه کند. دو روز بعد با پالتوی نو به مدرسه رفت. اما غروب همان روز که از مدرسه برگشت با ناراحتی پالتویش را به گوشه ی اتاق انداخت. او در حالی که چشمانش پر از اشک بود گفت: چطور راضی شوم پالتو بپوشم وقتی دوست بغل دستی ام از سرما به خود می لرزد؟!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرحسیــن  :-)
958bvhn56n7e6wdbhh9o.jpg امیرحسیــن :-)

محبت ...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

انکارنکنید،همتون یه بارتوبچگی دریخچال رو آروم می بستین،ازلای درش به زورنیگامی کردین ببینین کی چراغش خاموش میشه...

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

چوپان قصه ی ما دروغ گو نبود تنها بود و از ترس تنهایی فریاد گرگ سر میداد افسوس که فقط گرگ ها فهمیدند چوپان چقدر تنهاست.

امیرحسیــن  :-)
امیرحسیــن :-)

میدونی قشنگی این زندگی ودنیابه چیه؟ به اینه که وقتی توسرگرم لحظه های خودتی یکی تولحظه هاش داره واسه قشنگی لحظه های تودعامیکنه...