امیرحسیــن :-)
تو که آخر گره رو باز میکنی ...پس چرا امروز و فردا میکنی ..
امیرحسیــن :-)
به قد و قواره اش نمی آمد که درباره ازدواج بگوید: اما با صراحت تمام موضوع را مطرح کرد گفتیم : زود است . بگذار جنگ تمام شودخودمان آستین بالا می زنیم. گفت : نه. پیامبر فرموده اند ازدواج کنید تا ایمانتان کامل شود من هم برای تکمیل ایمان باید ازدواج کنم. باید... همین ها را گفت که در سن نوزده سالگی زنش دادیم. گفتیم : حالا بگو دوست داری همسرت چگونه باشد؟ گفت : عفیف باشد و با حجاب..... شهید حسین زارع کاریزی
امیرحسیــن :-)
خدایا بــالاتــر از بـهـشـتـــــ هــم داری ؟! بــرای زیــر پــای این پدر مـیـخــواهــم.............
امیرحسیــن :-)
ما از خُم پرجوش ولایت مستیم ........... عهدی ازلی با ره مولا بستیم بنگر که وظیفه چیست در این هنگامه ........... ما افسر جنگ نرم آقا هستیم...