امیرحسیــن :-)
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: اى پسر شبيب! اگر بر حسين (علیه السلام) آن قدر گريه كنى كه اشکهايت بر چهرهات جارى شود، خداوند همه گناهانت را كه مرتكب شدهاى مىآمرزد، كوچك باشد يا بزرگ، كم باشد يا زياد.
امیرحسیــن :-)
این گروه خیلی دوست دارم (بی مخاطب) مخصوص خودم که مخاطب ندارم
امیرحسیــن :-)
پدرش را چگونه در فکر فروبرده ...خوبه که مادرش نیست. اگر بود والله....
امیرحسیــن :-)
گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند
امیرحسیــن :-)
یه روز یه اصفهانی بود... اسمش حسین خرازی وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره. کارش شد دفاع از مردم سرزمینش، از ناموس شان و از دین شان. آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.
امیرحسیــن :-)
یه روز یه ترک بود ، یه رشتی ، یه اصفهانی ، یه لر ، یه عرب ... یه روز یه ترکه میره جبهه، میشه فرمانده، جلو چشش داداشش شهید میشه،بهش میگن جنازشو برگردون! میگه اینجا پر از داداشای منه کدومشونو برگردونم؟ داداششو کنار سایر شهدا باقی میذاره و برمیگرده
امیرحسیــن :-)
يادمان باشد که شهدا حسين وار رفتند تا ما حسينی بمانيم ... !
امیرحسیــن :-)
شهادت بازی بر دار نیست! بازی بر،دار است!
امیرحسیــن :-)
علم اگر از دست علمدار زمین نمیخورد ... دگر کسی به زیر تازیانها نمیمرد
امیرحسیــن :-)
تو که آخر گره رو وا میکنی پس چرا امروز و فردا میکنی
امیرحسیــن :-)
عشق یعنی قصه عباس و آب در " طلاییه " غروب آفتاب عشق یعنی چشمها غرق سکوت در درون سینه، اما انقلاب عشق یعنی آسمان غرق خون در شلمچه گریهگریه.... تا جنون
امیرحسیــن :-)
ما از خُم پرجوش ولایت مستیم ........... عهدی ازلی با ره مولا بستیم بنگر که وظیفه چیست در این هنگامه ........... ما افسر جنگ نرم آقا هستیم...