امیرحسیــن :-)
امروز جنگ ما جنگ نامردیست !
امیرحسیــن :-)
طفل یتیمی ز حسین گم شده ساربان ساربان ... قامت زینب ز علم خم شده ساربان ساربان
امیرحسیــن :-)
یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است این زن صدایش آشناست! ای وای من، این زینب است...!!! امان از دل زينب(س)....
امیرحسیــن :-)
شهادت لاله هارا چیدنی کرد به چشم دل خدارا دیدنی کرد ببوس ای خواهرم قبر برادر شهادت سنگ هارا بوسیدنی کرد
امیرحسیــن :-)
خوب مسلم جان! خداحافظ. یعنی ... چی؟ - شرمندم! - یعنی من... نمی تونم بیام؟ - اجازه ندادن...موقع تو هنوز نرسیده. - کجا می ری بی معرفت؟ اینجوری رفیقتون رو جا می زارین و میرین؟ آره؟ چرا وایستادین؟ آره... من بدبختم،بیچارم،بی عرضم،آلودم،واگیر دارم...آره؟ شیمیایی ِ گناه و معصیتم،نفسم مریضتون می کنه،بایدم منو جا بزارین و برین... بایدم از من فرار کنید. شما ها پاکین،عزیزین،آبرومندین،سالمین...اما من...جذام گناه سر تا پامو گرفته...مگه نه؟(اینا رو انگار من دارم دقیقا میگم ) خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امیرحسیــن :-)
السلام على عبدالله الحسين الطفل الرضيع
امیرحسیــن :-)
تخریب چی کسی بود که اول نفس خود را تخریب میکرد
امیرحسیــن :-)
قد تموم عالم دیوونه داری...ارباب خوبم کرببلات عشق...ارباب خوبم پرچم سیات عشق