دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

פــُـسیـטּ

دنیــــ ایِ مـــ ــن ، \" مجــــ ـازی \" اَش هــــ ـم غمگـــ ـین است ... درباره »
פــُـسیـטּ
مرد - مجرد
امتیاز: 5389

دنبال‌شدگان

(1060 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(596 کاربر)

گروه‌ها

(338 گروه)

بازدید

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط موبایل

من ندار بودم قصه ام پرید! دارا که باشی سارا با پای خودش به سراغت می آید...!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

گفتگوی کی روش با رسانه های مجارستان [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

سامسونگ: محصولاتمان را از روی اپل کپی نکرده‌ایم [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ
توسط فید

گفتگوی کی روش با رسانه های مجارستان [لينک]

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطه‌هامون می‌کنیم : نیمه می‌شنویم ؛ یک چهارم می‌فهمیم ، هیچی فکر نمی‌کنیم و دوبرابر واکنش نشون می دیم ...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

کاش نامت را با خط بریل می نوشتند! صدا کردنت کافی نیست شکوه اسم تو را باید لمس کرد . . .

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

من یاد گرفتم اعتماد نکنم چون از اعتماد چیزی جز خنجر از پشت خوردن نصیبم نشد اومدم اینجا تو یه دنیای مجازی با یه اسم مجازی که خالی کنم تمام عقده های درونیم رو که فشاری بود به روح زخم خورده ام تقسیم کنم خنده های گاه و بیگاهم رو که از ته دل فوران می کنه که فریاد بزنم بغض شبانه ام رو که دردهام رو یاد آور می شه ....

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

غیرت دارم روی خاطراتمان برای هر کسی تعریفشان نمی کنم تو فقط زن باش ... و . . . انکارشان نکن

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

تو پاکی و صداقت عشقمان را نشان دادی تو برایم معنا کردی که عاشقان هرچند از هم دور باشند دلهاشان در انتظار هم است

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

نامت را روی شن بنویسم موج حسادت میکند و با پاک کن آب می شوردش نامت را روی قلبم مینویسم تا دست هیچ حسودی بدان نرسد

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی زیباترین اسارت زندگی من است!

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

گآهی دِلت اَز سـטּ و سالت می گیرد میخوآهی کُودک باشی کُودکی كه به هر بهآنه ای به آغوش غمخوآری پنآه می برد و آسوده اَشک می ریزد بُزرگ که بآشی بآید بغض های زیآدی رآ بی صدآ دفن کنی ...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن چشمامو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ... به آدمای گرفتار تر، مریض تر، تنها تر .... خدایا شکــــرت ...

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

رفته ای و من هر روز به موریانه هایی فکر می کنم که آهسته و آرام گوشه های خیالم را می جوند...... تا «بی خیال »نشده ام برگرد....

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

وقـتــــــی تــو نـیـسـتـی زنـدگــی تـعـطـیـل مـی شــَــود کـاش مـی شـد زودتـــَــــر بـیـایـی روزهــــای تـعـطـیـل ؛ واقـعـا غــَـــــــم انـگـیـزنـد

פــُـسیـטּ
פــُـسیـטּ

یــه روز یــه تــرکه . . . . زیـــره خروار خــروار آوار گیـر کــرده بــود.... بـه خــون نیــاز داشـت.... بــه آب ، بـه غـذا..... ولـی مـا هیچ کـاری نمیتونستـم بکـنیم... الان وقتشه که خـون گریـــه کنیم هموطن شرمنده