פــُـسیـטּ
او کهـ بود کهـ تمــ ـآم تو را از آن خود کرد...؟!
פــُـسیـטּ
صندلی های خالیـــــــــــــ و فنجان خالیـــــــــ و منــــــــ که هنوز در سکوت کافهــــــــــــ از تو لبریزم غریبهــــــ
פــُـسیـטּ
مـטּ ؛ בر سرزمينـﮯ زنـבگـﮯ مـﮯڪنـґ ، ڪـﮧ پشـت בوسـت בآرґ هـآيـش ، نوشتـﮧ: Made in CHINE
פــُـسیـטּ
اهـل پـنـهـان کـاری نـیـسـتـــم ..! اعـتـرافــ مـی کـنـــم : .. زمـــــــانــــــی دل یـــکــی راســوزانـــده ام !! حــالا .. یـــــکـــــی.. یـــــکــــــی .. یـــــــ کــــــــ ی !! دلــــم رامــی ســوزانـــنـــــد
פــُـسیـטּ
گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است دوست داشتن را باید کشف کرد ؛ درک کرد ، و از آن لذت برد …
פــُـسیـטּ
بعضــــــی ها گـــریه نمی کنند !
اما …
از چشـــــم هایشان معلوم است ؛
که اشکــــی به بزرگی یک سکــــوت ،
گــــوشه ی چشمشان به کمیــــــن نشسته …
פــُـسیـטּ
شــــبـــ هـــا فرو ميـــرومـــــــــ ــ ـ در يـــك بيـــداريـــــــــــــ عــــميــــق
פــُـسیـטּ
دنیا مثل شهربازی شده ، جایزه بازی با آدما ، یه عروسک دیگس !
פــُـسیـטּ
باز هم برایت می نویسم از دریا از گل از کوه و از تو ... می دانم هنوز هم فکر می کنی این شعر مال تو نیست.
פــُـسیـטּ
ه چشم هایم نگاه کن، قافیه را باختهام ... استقامت مرا از بزرگی بازوانم که تو را روزی در آغوش داشتند اندازه نگیر.
פــُـسیـטּ
چگونه از لب سردم بهار می خواهی ؟
منی که قافیه ام هم ردیف پائیز است...
פــُـسیـטּ
چه زیبا نقش بازی می کنیم …
و چه آسان در پشت نقابهایمان پنهان می شویم ؛
حتی خدا هم
از آفرینش چنین بازیگرانی در حیرت است …
פــُـسیـטּ
این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم
من مقدس شده ام
و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام
دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم
کسی مرا نخواهد فهمید
مرا زمستان با خود برده است گویا ....
++++++++++++++++++like
13 سال و 10 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 33 دقيقه قبل
13 سال و 10 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایل