دیشب #خواب دیدم #حامدکمیلی شده معلم علوم مون داشت درس میداد یهو به من گفت هی تو بیا بیرون.....منم با یه قیافه خشمگین اومدم بیرون بهم گفت:تو خیلی شلوغی نظم کلاسو بهم میریزی تو برو بیرون .......نذاشتم حرفش تموم شه یه چک محکم خوابوندم تو گوشش که میون همون دعواها یهو از خواب پاشدم شانس آورد بیدار شدم وگرنه پدرشو در میاوردم
راستی ما باکی از کسی نداریم .کسی جرعت نداره بگه چکار می کنی(چی می خوری چکار می کنی چی میبینی. هرکاری که احساس و وجدانم براش یه راه و دلیل بیاه که مشکلی نداره و دوست داشته باشم انجامش میدم). چرررررا.چون دستم توجیب خودمه ورو سفره خودم درازه. خونه هم خونه خودمه هرکی ناراحته. دمووووش مبارکش وباید بذاره روکولش بره.. من موجود بدی نیستم ولی برام به هیچ عنوان قابل قبول نیست کسی پا تو قلمرو وخطوت قرمزم بذاره. ورود غیر مجاز برگشت نداره
واقعا حرف طلاست
البته از تو نیستا از نویسندش طلاست
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبل: )
13 سال و 2 ماه و 14 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبل