حظه ها ی تاول زده را می ترکانم! سوزش ِ عجیبی دارد، اکنون ها اگر خیالِ لبهایت نبود ، نیز اگر بوسه هایت نبود، گرمازده می شد، هوای ِ استنشاقم! دراز می کشم کنار ِ صدایت، و گوش هایم را به باد می سپارم! آرامش ِ بودنت اینجاست، میان ِ ضربانهایم..........!
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند / قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند / تارموی توست اما ریشه ی عمر من است . . . .
بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگی بوسه آغازی برای ما شدن / لحظه ای با دلبری تنها شدن بوسه آتش می زند بر جسم و جان / بوسه یعنی عشق من با من بمان