icha
اگر خداوند آرزویی را در دل تو انداخت ، بدان که توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است .
icha
شاد باش که از شادی تو دلشادم ، تا تو شادی ز غم هر دو جهان آزادم ، لذت زندگی من همه خرسندی توست ، بی وفایم که وفایت برود از یادم .
icha
طبقه ی یک ، طبقه ی دو ، طبقه ی سه ، طبقه ی چهار ، طبقه ی پنج ، با آسانسور قلبم بازی نکن ، اون تو گیر می افتی ها !
icha
زمین در انتظار تولد یک برگ ، من در حال شمارش معکوس ، صفر همیشه پایان نیست ، گاه آغاز پرواز است .
icha
تو در راهی ، من رسیده ام ، اندوهی در چشمانت نشست ، رهرو نازک دل ! میان ما راه درازی نیست : لرزش یک برگ .
icha
زندگی کشیدن نقاشی بدون پاک کنه ، سعی کن قشنگترین نقاشی رو بکشی .
icha
فداکاری را در کودکی یافتم که آبنباتش را در دریاچه ی نمک انداخت تا شیرین شود .
icha
اگه من دستاتو کم نوازش کردم ، در عوض از عکست تو را خواهش کردم ، اگه من چشمامو از تو می دزدیدم ، توی قلبم عشقو به تو می بخشیدم !
icha
عشق قصه ی یکی بود و نبوده ، عشق کلاغی بود که هرگز به خونش نرسیده .
icha
ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت ، ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت ، ای کاش یکی می آمد و غم ها را ، از قلب اهالی زمین بر می داشت .
icha
تو گران مایه ترین تصویری ، من اگر قاب تو باشم کا[!]ت .
icha
تو گران مایه ترین تصویری ، من اگر قاب تو باشم کا[!]ت .
icha
زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیست ، و دلم بس تنگ است ، بی خیالی سپر هر درد است ، باز هم می خندم ، آنقدر می خندم که غم از روی رود .
icha
فاصله ها را نمی توان از بین برد ، ولی اگر می توانی من را از بین ببر چون تحمل این فاصله ها را ندارم .
icha
از بس که آسمان دلم ابریست ، تمام خاطراتم نمناک شده است ، نمی دانم چرا ؟