icha
زندگیمو میدم برات ، جونمو میزارم به پات ، هرجا بری میام باهات ، میشم یه رویا تو شبات ، میشم یه خواب شیرین تو چشات ، دنیا رو میزارم کنار اگه بگی دوست دارم .
icha
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود ، اهل زمین نبود نمازش شکسته بود ، بر سر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود تنها از این نظر که سراپا شکسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود و چشمان او که دائما از اشک شسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود ، بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد نشسته بود .
icha
تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست ، امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم !
icha
عمریست لبخندهای لاغر خود را ذخیره می کنم و می گویم برای روز مبادا ، هر روز بی تو برایم روز مباداست !
icha
شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود ، از لحظه های بی تو دلم خسته می شود ، باور نمی کند دل مغرور و ساکتم ، هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود .
icha
اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی را دارد ، آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می کنید ، می دانستید .
icha
یک صندلی خالی کنار رویاهایم از آن توست ، بنشینی یا بروی ، دوستت دارم !
icha
بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ، ولی با تو افلاکم ، بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل ، سراغم را نمیگیری مگر بیگانه ای با دل ؟
icha
راز سکوت را نم نم اشک می داند و غم تنهایی عشق را خلوت شب .
icha
عشق ، سوءتفاهمی است که با یک متاسفم فراموش می شود . (احمد شاملو)