icha
روزگاریست همه عرض بدن می خواهند ، همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ، دیو هستند ولی مثل پری می پوشند ، گرگ هایی که لباس پدری می پوشند ، آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند ، عشق ها را همه با دور کمر می سنجند ، خب طبیعی است که یک روزه به پایان برسد ، عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد .
icha
ای نگاهت رونق فردای من ، در تو معنا می شود دنیای من ، ای کلامت بهترین اثبات عشق ، با تو ماندن آرزوی رویای من .
icha
عشق بلندتر از آن است که زیر نگاهی عتاب آلود پامالش کنی ، عشق حقیقی تر از آن است که پشت ابری حیاهای ناراستین پنهانش کنی ، عشق یتیم تر از آن است که به دست رودخانه ی روزگارش بسپاری .
icha
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست ، آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست .