icha
با من ای دوست اگر خوب ، اگر بد باشی / تپش قلب من این است : تو باید باشی .
icha
بسوزان در شرار طعنه هایم بگو بیزاری از شعر و صدایم زبانت کی کند آزرده خاطر ؟ مرا که با تو دل آشنایم .
icha
کاش وقتی آسمان بارانیست چشم را با اشک باران تر کنیم کاش وقتی که تنها میشویم لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم .
icha
پا میکشم از کوچه های همجواری یعنی دگر اینجا ندارم اعتباری با این همه دل به دستت می سپارم شرمنده ام جز این ندارم یادگاری .
icha
دلم پیش رخ ناز تو بند است ندانم قیمت ناز تو چند است نمایی گر به قلب من نگاهی به دل گویم که بخت من بلند است .