icha
قلب انسان گذرگاه هر بی سر و پایی نیست که در هر زمان به راحتی در آن جولان دهد .
icha
نمی دانم چرا رفتی ؟ نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم ، و تو ، بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی ، نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارد و بعد از رفتنت دریاچه بغض کرد و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد .
icha
خیلی خونسردی ، دیوونم کردی ، آتیش گذاشتم من پشت دستم ، عاشق نمیشم تا زنده هستم ، کتاب عشقو ناخونده بستم ، آخر مگه من بازیچه هستم .
icha
میدونی چرا وقتی تو چشمای کسی نگاه می کنی ، بیشتر دوسش داری ؟ چون خودت رو تو چشماش می بینی .
icha
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، و تماشای تو زیباست اگر بگذارند ، به من عاشق مسکین به حقارت ننگر ، دل وسعت دریاست اگر بگذارند ، من ز اظهار نظرهای دلم فهمیدم ، عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند .
icha
تو را به آوای چشمانت سوگند نگاهم را به باور چشمانت درآویز که دریایی اسیر در سیاهی چشمانت گشته ام .
icha
آرام نگاهت کردم و با لبخندی پاسخش را گفتی و در امتداد چشمانت برقی زد که در خاکستر نگاهت به باور نشاند .
icha
عشق اینجا آتش است و عشق و دود ، عشق کامد می گریزد عقل زود ، عشق در سودای عشق استاد نیست ، عشق کار عقل مادرزاد نیست .
icha
زندگی چون خورشید می کند از پس نیزار طلوع ، گل سرخی رویید ، در من اینک خندید غنچه ای از امید ، ای خوشا ابر شدن باریدن ، ای خوشا رود شدن جوشیدن ، کلبه ای باید ساخت در میان دل دوست ، زندگی شیرین است ، زندگی شیرین است .
icha
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است گاهی تو را کنار خود احساس می کنم اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است .
icha
ذوقم که میرسد به تو فعال میشود دور از تو خاک میخورد و چال میشود این عاشق خجالتی از شرم چشمتان هر وقت میرسد به شما لال میشود .
icha
مانده ام در حسرت بالا بلایی روز و شب جان دهم از دوری دیر آشنایی روز و شب عاشقانه کو به کو شهر شما را گشته ام تا بیابم شاید از تو ردپایی روز و شب دلخوشم با خاطرات هر شب تو روزها بی تو دارم با دل خود ماجرایی روز و شب .
icha
برای چشم عاشق تو نامه پست میکنم همیشه آن تبسمی که میل توست میکنم غم شکستن من و تو هم تمام میشود فکر راه را نکن ، خودم درست میکنم .