icha
گر راضی شوی از من ، همه روزم به شادابیست گر نامه ام شود از سوی تو امضا کا[!]ت .
icha
در تنور عاشقی سرد مکن در مقام عشق نامردی مکن حرف مردی می زنی مردانه باش در سرای عاشقی افسانه باش .
icha
ز همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست ، مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است .
icha
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند ، بگذار پایان تو را غافلگیر کند ، درست مانند آغاز !
icha
طوفان با همه ی شدت خود به ساحل و آرامش منتهی می شود و حتی در بحبوحه ی شدت خود در جستجوی آرامش است ، من نیز همه ی عصیانم به عشق تو ختم می شود و یگانه فریاد درونم این است که تو را ، تنها تو را !
icha
تو میگی بدون من دنیا برات زندون تنگه من میگم بگو عزیزم ، تو دروغات هم قشنگه .
icha
میخوام روی حرفم هنوز ایستاده باشم بذا دوستت دارم رو هزار بار گفته باشم بخوای تا قیامت می گم دوستت دارم رو بهونه ای نمی خوام به دستت داده باشم ما که گفتیم هزار بار تو یک بار هم نگفتی ولی نزدیکه اون روز که به دامم بیفتی .
icha
مرا صد باز اگر از خود برانی دوستت دارم به زندان جفایت گر کشانی دوستت دارم به پیش خلق گر نتوان حدیث عاشقی گفتن درون سینه ی تنگم نهانی دوستت دارم .
icha
تحملی که داده بودی داره تموم میشه مگه نگفتی همه جا مال منی تا همیشه دلم داره شور میزنه ، این دل رو بی خبر نذار تورو خدا با خوبی هات روی هیچ دلی اثر نذار .
icha
شکسپیر میگه : وقتی کسی رو دوست داری ، هر چند وقت یک بار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه قلبی براش می تپه ، این یک یادآوریست !
icha
ای عزیزم ، اگر مرگ در فاصله ی یک قدمی من بود ، از چه با من سخن می گفتی ؟
icha
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود گاهی نمیشود ، نمیشود ، که نمیشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود .
icha
پشت این شبای زخمی یه نفر نیست که بمونه سهم تو کنج قفس نیست ، قسمت تو آسمونه .
icha
تو به کی مکدوم ستاره بخشیدی آرزوهامو که حالا حسرت دستات می سوزونه خنده هامو .
icha
عاشق واقعی کسی است که معشوق خود را آزاد می گذارد تا خودش باشد ، در عشق اجباری نیست ، عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن ، برای آنکه کسی یا چیزی را به دست آوری ، رهایش کن