icha
در این دنیای خشکسالی از عشق ، من تشنه به دنبال جرعه ای از محبت میجویم .
icha
آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست ، آیا می داند در این صحرا مجنونی داردش دوست ؟
icha
یه دارو تو دنیا هست که بیشتر آدمای مریض رو خوب میکنه ، نام دارو : دوست دارم ، فقط می شود از داروخانه های محبت تهیه کرد .
icha
به قلب دارم اینم تقدیم برای تو ، یک بار دیگه بگو دوست دارم تا بشنوم صدای تو .
icha
عشق محدود خواهان تملک معشوق است ، اما عشق نامحدود فقط خواهان عشق است .
icha
تلاش برای ساخت یک رابطه ی عاشقانه مخصوص انسان های ضعیف است ، زیرا انسان توانمند هیچگاه بر سر آزادی خویش معامله نمی کند .