icha
پاشنه در کند اومد تو کفشش درآورد گفت...............
icha
دل های بزرگ و احساس های بلند ، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند .
icha
آرزوی مرگ کردم مرگ هم شادم نکرد ، در قفس ماندم معشوق آزاد نکردم .
icha
من کلبه ی خوشبختی تو را روزی با گلهای شوقم فرش خواهم کرد و قشنگترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا بدانی عاشق ترین پروانه ات خواهم ماند .
icha
کاش لحظه ای می ایستادند قطرات زمان ، که از میان برخیزد بوی ماندگی خاطرات من .
icha
کوله بارت بر بند ، شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم ، بشناسیم خدا و بفهمیم که چه عمری غافل بودیم ، ای سبک بال !
icha
در این راه شگرف ، در دعای سحرت ، در مناجات خدایی شدنت ، هرگز از یاد نبر ، من جا مانده بسی محتاجم .
icha
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه ! اولین بار وقتی به دنیات میاره ، دومین بار وقتی عاشقت میکنه ، سومین بار هم زندگی رو ازت میگیره تا بفهمی همش خواب بود و بس !
icha
از افسر نگهبان به ریاست محترم دل : اینجانب عشق فارغ التحصیل رشته محبت از دانشگاه عاشقان افتخار دارم در یکی از شعبان قلب شما انجام وظیفه کنم .
icha
از غمش ناله کنان می خوانم ، بی دلم رفت ولی با دل او می مانم .
icha
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ، چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود .
icha
بین رویای شبانه جستجویت می کنم ، نرگس عشق منی هر لحظه بویت می کنم ، برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد ، ای گل ناز بهاری آرزویت می کنم .
icha
زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم .