icha
من پذیرفتم شکست را ، پندهای اهل دور اندیش را ، من پذیرفتم که عشق افسانه است ، این دل درد آشنا افسانه است ، می روم از رفتن من شاد باش ، از عذاب دیدنم آزاد باش ، چون که تو تنهاتر از من می روی ، آرزو دارم که تو عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، معنی برخوردهای سرد را .
icha
دوست دارم همیشه از تو بنویسم بی آنکه در جستجوی قافیه ها باشم ، بی آنکه واژه ها را انتخاب کنم ، دوست دارم از تو بنویسم که می دانم هنوز دوستم داری و هر سپیده دم یک سبد مهربانی از تو دریافت می کنم .
icha
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم ، شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم ، تو چیستی که از هر موج تبسم تو ، بسان قایق سرگشته ی روی مردابم .
icha
دوست دارم شب را به غم تو سر کنم ، دفتری را از اشک چشمم تر کنم ، نام آن دفتر نهم دیوان عشق ، عشق را عنوان آن دفتر کنم .
icha
باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است ، آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است ، هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد ، های های دل دیوانه من پنهانی است .
icha
جا برای گنجشک زیاد است ولی ، به درختان خیابان تو عادت دارم .
icha
هرکس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست .
icha
خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند ، تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد .
icha
شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم .
icha
کبوتر نباش که تو دل آسمان پرواز کنی ، آسمان باش تا کبوتری در دلت پرواز کند .
icha
سیب سرخی را به من بخشید و رفت ، ساقه ی سبز دلم را چید و رفت ، عاشقی های منو باور نکرد ، عاقبت بر عشق من خندید و رفت ، اشک در چشمان سردم حلقه زد ، بی مروت گریه ام را دید و رفت .
icha
زندگی مثل یه پل قدیمیه ! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه ، به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره .
icha
گل فرستادم ، تو بو کن ، اگر رفتم تو با گل گفتگو کن ، اگر مردم فدای تار مویت ، اگر ماندم ، که باز آیم به سویت .