پِگوله پشمک به سر
وقتي دلم به درد مياد و کسي نيست به حرفهايم گوش کند، وقتي تمام غمهاي عالم در دلم نشسته است، وقتي احساس مي کنم دردمند ترين انسان عالمم... وقتي تمام عزيزانم با من غريبه مي شوند... و کسي نيست که حرمت اشکهاي نيمه شبم را حفظ کند... وقتي تمام عالم را قفس مي بينم... بي اختيار از کنار آنهايي که دوسشان دارم.. بي تفاوت مي گذرد...
پِگوله پشمک به سر
میدونی چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيدا کنی
پِگوله پشمک به سر
روزي گنجشكي كه ادعا ميكرد زورش از فيل هم بيشتر است به فيلي گفت: «بيا با هم دعوا كنيم.» فيل قبول كرد و با ضربه خرطومش گنجشك را نقش زمين كرد و گفت: «ديدي زور من بيشتر است!» گنجشك كه همه پرهايش ريخته بود، گفت: «حالا كجايش را ديدهاي! من تازه كتم را درآوردهام.»
پِگوله پشمک به سر
اگه من جای این دخمره بودم خودمو مینداختم پایین...
پِگوله پشمک به سر
چقد جالبه مثل عید که همه میرن لباس جدید میخرن محرما همه لباس نو میپوشن ...
پِگوله پشمک به سر
كوتاه ترين راه براي گفتن دوستت دارم فقط يك لبخنده..!!!!!
پِگوله پشمک به سر
مثل شقايق زندگى كن:كوتاه اما زيبا،مثل پرستو كوچ كن:فصلى اما هدفمند،مثل پروانه بمير:دردناك اما...عاشق
پِگوله پشمک به سر
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!