پِگوله پشمک به سر
هنوزم درگیره عشقه قبلیشه............
پِگوله پشمک به سر
( بی طاقتم ) کی شود چشمان من به رویت شوند روشن ؟/ کی شود گلـــی چینم از آن بستان و گلشن ؟/ چشــــــم انتــــظارم روزی به دیــــــدارم درآیـــی / تا هرچه غم و غصه ست از این عاشقت دورشن //........ جمال ملّاء 1392/01/16
پِگوله پشمک به سر
( باز دلتنگت شدم ) باز بارش بـــاران مرا دلتنگ تو کرد / باز هـوای دیدار دلم را لَنگ تو کرد / باز اشــک آرزو روان روان زدیــــده / باز کلّ وجودم قصدو آهنگ تو کرد///..... جمال ملّاء 1392/01/16
پِگوله پشمک به سر
( اجبار کن ) بیا دلبـــر خـــزانــــــم را بهاری کن / خون عشقو تو رگهایم تو جاری کن / روایـــم کن با نفســـهات زندگی را / سَروری کن دیــدارت را اجباری کن//... جمال ملّاء 1392/01/16
پِگوله پشمک به سر
کـاش لا اَقـَل آدم بـودی .. کـاش مـیـشـد بـفـهـمـی.. ایـن روزهـا چـقـدر هـوایـیـت شـدم ... و بـیـقـرارتـر و دیـوونـه تـر از هـمـه زمـان دلـم مـیـخـواهـدت .... امـشـب بـعـد از مـدتـهـا ، درِ صـنـدوقـچـه ی قـدیـمـی رو بـاز کـردم .. عـقـلـم را تـمـام و کـمـال گـذاشـتـم درونـش .. بـعد تـو را بـرداشـتـم ، عـاشـقـانـه نـوازشـت کـردم.. بـعـد گـذاشـتـمـت تـویِ قـلـبـم .. تـویِ مـغـزم ...... اصـلا مـیـخـوام بـیـای بـشـی خـودِ مــن ... کـاش دسـت داشـتـی .. لا اَقـَل مـیـتـونـسـتـی اشـک هـایـی کـه از فـَراقـت،روی گـونـه هـام مـیـلـغـزن پـاک کـنـی.. و اگـر دهـان داشـتـی حـتـمـا در گـوشـم مـیـگـفـتـی : آغـوشـت بـاز اسـت و مـنـتـظـری ... راسـتـی کـاش آغـــوش داشـتـی................
پِگوله پشمک به سر
میکشم،میکشی،میکشد... اما او ناز تو را.. تو دست از من... و من..
پِگوله پشمک به سر
آیییییییییییییییی دستم درد گرفته ینقد که موس دستمه
پِگوله پشمک به سر
وقتی صدایش می کنی، نمی شنود وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند وقتی دوستش داری، به فکرت نیست اما... وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای وقتی به فکرت هست، که دیگر نیستی