پِگوله پشمک به سر
به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم …
افسوس…………..
پِگوله پشمک به سر
اشتبـــاه از مـــن بـــود پـــر رنـــگ نـــوشتـــه بـــودمـــت بـــه سختـــی پـــاک میشـــوی
پِگوله پشمک به سر
من به اندازه یک اسمان دلم گرفته،می خواهم گریه کنم،می خواهم فریادبزنم. کاش میتوانستم خودم راازخودبیچاره ام بگیرم،کاش میتوانستم نباشم،بمیرم. کاش میتوانستم خودرااز این شب طولانی رؤیاهابرهانم،کاش میتوانستم خاموش شوم وزبان فروبندم،فناشوم،محوشوم… من از این روزگارخسته شده ام ازاین لحظه هایی ک حال مرانمیفهمند وکندمیگذرندبیزارم،من ازتمام شایدهاوبایدهامتنفرم!
پِگوله پشمک به سر
مرا نگاه کن ببین چه انتظاری به روی پلکهایم خانه کرده است . غم را از چشمانم فقط تو میتوانی بخوانی خود را به ندانستن نزن – می دانم که میدانی غصه در دلم خانه کرده است نمیخواهم غصه ام را بخوری اما قصه ام را بدان
پِگوله پشمک به سر
توسط موبایل
من عصابم بهم ریخته ،دیشب دستم خوردبه یه چیزی حالاصفحه پروفایلم نصفش نیست چیکارکنم؟درست نمیشه!اگه بلدین بگید؟
پِگوله پشمک به سر
اینروزها با میکاپ کوسه ها،پری دریایی میشوند...آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز میخوانی،دندانهایت را نشان بده...
پِگوله پشمک به سر
بعضیا هیچی نیسن به جز ۴ حرف : ا د ع ا
پِگوله پشمک به سر
دیشب داییم میگفت:با اين نرخ سكه دختر مذهبي هم نميشه گرفت. 14 تا سكه هم زياده بايد يكي رو پيدا كنيم به 5 تن راضي باشه!!
پِگوله پشمک به سر
اصن وقتی کسی نیست که سرتو بذاری رو پاشو دست ببره توی موهات، باید اون موها رو کوتاه کرد... شامپو به این گرونی..والا !
پِگوله پشمک به سر
دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن ؟ الهی بگردم ؛ خستگی در میکنن ! عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم …
پِگوله پشمک به سر
تو از این دشت خشك تشنه روزی كوچ خواهی كرد
و اشك من
تو را بدرود خواهد گفت
و می دانم
كه روزی ... باز خواهی گشت
پِگوله پشمک به سر
معلممان میگفت زیر کلماتی که نمیدانید خط بکشید حالا بعد از این همه سال این همه عمر این همه کتاب به زیر همه دنیا خط میکشم...
پِگوله پشمک به سر
خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه !
امیدوارم همیشه مسلح باشی !
پِگوله پشمک به سر
عشق مانند جنگ است......آسان شروع می شود.......سخت پایان می یابد.........و فراموش کردنش محال است.
فرياد بی صدا
یادمان باشد که قصه ى کودکانمان را با “یکى بود یکى نبود” آغاز نکنیم، ازابتدا به آنها بیاموزیم که اگر یکى نباشد دیگرى هم نیست…