پِگوله پشمک به سر
وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند : نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !
پِگوله پشمک به سر
خدایـــــــــــــــــــــــــــــا برم نمی گردانی؟!! یک طرفم ســـــــــــــــــــرخ شد...
پِگوله پشمک به سر
من خیلـــی وقتــــه از کســــی ناراحـــتـــ نمیــشــــم ... تمـــام سخـتیــش یه خنــــده زورکیـــه ... و شـونـه بـالا انداختــن الکیـــه... خیـــلـی وقتـــه خیـــلـی چیــــزا رو میدونــم و خودمــو میــزنـم به ندونســتنشــــون... سختـــیش یـه لحظـــه حـــرف عـوض کـردن و بـــی خـیــــــــــــال شـدنــه... خـیـــلـــی وقـتــــــه................!
پِگوله پشمک به سر
دلت که گرفته باشه.... با صدای دست فروشه دوره گرد هم گریه میکنی...
پِگوله پشمک به سر
نه آتیــــــــــــش شومینه ، نه شـــــــــعله ی بخاری... این دستا "فقـــــــــط" گرمی دستای تو رو میخواد،همین...
پِگوله پشمک به سر
سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم عمرم بود
پِگوله پشمک به سر
امروز معلم عشق گفت : دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند ! مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند . گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟ لبخند تلخی زد و گفت : شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد .........
پِگوله پشمک به سر
"دلتنگی" حس عجیبی است که گاهی ترا به یادم می آورد.. گاهی یعنی همیشه.. گاهی یعنی همین حالا..!!
پِگوله پشمک به سر
یکی محبت میکنه و یکی ناز میکنه ! اونی که ناز میکنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست ............................! آه
پِگوله پشمک به سر
دمش گرم..................باران را می گویم، به شانه ام زد و گفت: ... “خسته شدی؟؟ … امروز را تو استراحت کن… من به جایت می بارم... “