پِگوله پشمک به سر
چرا دلت گرفته قاصدک ؟! اشک هایت هستند ، غمهایت ، دردهایت... ببین تنها نیستی! دلت که برایش تنگ شد ، خودت را به دست باد بسپار. آن قدر بالا برو تا به ماه برسی. تمام تمام حرف هایت را،تمام ناگفته هایت را روی ماه جا بگذار و همانجا منتظر نگاه خیره ی کسی که انتظارش را می کشیدی بمان!
پِگوله پشمک به سر
ميگويند يک روزي هست .. که چرتکـه دست ميگيرند و حساب و کتاب ميکنند ... و آن روز تـــو بايد تــــاوان آن چه با من کردي را بدهي! فقط نميدانم .... تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من ميخورد!؟
پِگوله پشمک به سر
کـآش اونقدر مَردونگــی رو دَرک کرده بودی که به جـآی نَـر بودنت به مَرد بودنت افتخــآر کُنی !!
پِگوله پشمک به سر
آن گاه که در اغوش تـــــو بود ...... فرشتـــه اش میخواندی; حــــــــــالا که در اغوش دیگریست .... فـــــــــــــاحشه؟؟؟؟
پِگوله پشمک به سر
کاش گاهی مردبودم!!! میشد تنهایی آم را به خیابان بیاورم!!! سیگاری دود کنم!!! ... و نـگـران نـگـاه هـای مـردم نـبـاشـم !!! کـاش گـاهـی مـرد بـودم !!! مـی شـد شـادی اَم را بـہ کـوچـه هـا بـریـزم ... بـا صـدای بـلـنـد بـخـنـدم٬ و هـیـچ مـاشـیـنـی بـرای سـوار کـردنـم تـرمـز نـکـنـد..
پِگوله پشمک به سر
چقد سخته هزار بار اسمشو زمزمه کنی و نفرت تو دلت جا شه،ولی با همه اینها بازم نتونی رو اسمش خط بزنی!!!..
پِگوله پشمک به سر
يكي از سخت ترين لحظات زندگي وقتيه كه ميخواي باهاش درددل كني بهش ميگي اول تو بگو اونم شروع ميكنه از دوست دختراي جديدش ميگه! اونموقع تمام حرفات بغض ميشن تو گلوت و ديگه نميتوني حرفي بزني...
پِگوله پشمک به سر
در حقیقت ادم در یک سکانس از زندگی اش گیر میکند و بعد مهم نیست تا کجا پیش میرود تا هرجایی که برود باز با یک چشم برهم زدن برمیگردد به همان سکانس, همان سال ,همان روز ,همان لحظه, وپیر شدن انسان از این لحظه شروع میشود ...................!
پِگوله پشمک به سر
تمام قلب تو به من نمیرسه, همین که فکرمی برای من بسه..............!
پِگوله پشمک به سر
روز گار میدونم چشم دیدن خنده های منو نداری; اما من میخندم ,حتی به بدبختی هام, فقط و فقط به کوری چشم تو .........!
پِگوله پشمک به سر
خاک بر سر هر پسری که عشقشو اینجوری بغل نکنه........!!!