پِگوله پشمک به سر
داشتم پیام بازرگانی نگاه میکردم این صدا و سیمای مسخره هی وسطش سریال نشون میداد!
پِگوله پشمک به سر
الان آدما دو دسته اند یکی زیر خط مرغ یکی بالای خط مرغ
پِگوله پشمک به سر
رفتم یوگا اسم بنویسم دو به شک بودم حوصلم میشه برم یا نه یارو گف میای کلاس ملافه و بالشم بیار. فمیدم همون وزشیه که یه عمر دمبالش بودم
پِگوله پشمک به سر
غضنفر میره مزرعه میخره ۲ سانتی متر در ۸ کیلومتر!!! میگن:این چه زمینیه؟چی میخوای بکاری؟ میگه: به امید خدا ماکارونی
پِگوله پشمک به سر
همه گلها بدست انسان چیده شدند تنها گل خشخاش انتقام گلهارا از انسان گرفت
پِگوله پشمک به سر
تلنبار شكست هارا كه به دل بازگو مي كنم درياي اشكانم موج مي زند بر ساحل چشمانم
پِگوله پشمک به سر
روزی دو مرد به خدمت شیخ رسیدند که برسر طفلی نزاع داشتند و هر یک ادعا می کردند که پدر آن طفل هستند. شیخ فرمودند: تنها راه رفع این مشکل آن است که هر سه آنها شبی را در یک اتاق بگذرانند. صبح هنگام شیخ از کودک پرسید: ای طفل!دیشب چه کسی کولر را خاموش کرد؟ کودک پاسخ داد: این چپیه! شیخ گفت: فرزندم! همانا این مرد پدرتوست! جمله مریدان از این درایت شیخ کف و خون قاطی کرده و راه بیابان در پیش گرفتند
پِگوله پشمک به سر
به سلامتی ایرانسل که بهمون یاد داد قبول کردن بعضی از پیشنهاد ها فقط از اعتبارمون کم می کنه
پِگوله پشمک به سر
اگه مدرسه خوب بود بچه ها همه روز اول مدرسه گریه نمی کردن....
پِگوله پشمک به سر
بعض وقتها با صحبت های یه
نفر موافقت میکنی و میگی : بله درسته ...
ولی چیزی که تو ذهنته : خفه شو
دیگه سرم رفت