دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پِگوله پشمک به سر

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت ، در حالیکه گویی ایستاده بودم! چه غ... درباره »
پِگوله پشمک به سر
زن - مجرد
امتیاز: 11160

دنبال‌شدگان

(2847 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(865 کاربر)

گروه‌ها

(44 گروه)

بازدید

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

همه برقصید یالا..............................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

از لره می پرسن: اگه با کسی ازدواج کنی که یه خواهرِ دو قلو داشته باشه چه جوری از همدیگه تشخیص میدیشون؟ لره می گه : برا چی باید تشخیص بدم !!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

تو جهنم بمب میگذارند همه شهید میشن میرن تو بهشت. .......................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش… راهبه سوار میشه و راه میفتن… چند دقیقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه… راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه… چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده… راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!… کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه… بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: «به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

یک روز دو تا خالیبند واسه هم خالی می بستند. اولی میگه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می گیم جاسم، دو سه بار میگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومی میگه: این که چیزی نیست، ما یه کوه داریم کنار خونه مون که هر وقت می گیم جاسم، میگه: کدوم جاسم

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

مستانه پارس@ از یکی می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

پِگوله پشمک به سر
76406_Original.jpg پِگوله پشمک به سر

امیدوارم بابانوئل واستون کادوهای قشنگی بیاره .......................!سال نو و میلاد حضرت مسیح مبارک!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم... این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من .......................................!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

غضنفربه دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه! غضنفرمیگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

غضنفر با لباس تو رودخونه شنا می کرده، ازش می پرسن چه کار می کنی؟ می گه: لباسامو می شورم… بهش می گن: ماشین لباسشویی تو خونه ندارین؟ می گه: داریم، ولی وقتی می رم اون تو سرم گیج می ره!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

غضنفر با یک سرهنگه سوار هواپیما میشن . غضنفر رو به سرهنگه می کنه میگه ببخشید شما گروهبانید؟ سرهنگه میگه نه غضنفرهمین سوال رو چند بار می پرسه. آخر سرهنگه خسته میشه میگه بله بابا من گروهبانم . غضنفر میگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشیدی ؟!!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست، دل بریدن از بقیه دخترهاست‬!

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

چراوقتی هنوز یه سالت نشده پدر مادرت هی میگن بگو بابا.. بگو مامان الان میگی مامان…. میگه زهر مارو مامان !

پِگوله پشمک به سر
پِگوله پشمک به سر

مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… کشیش می گه: بگو فرزندم. مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟