پِگوله پشمک به سر
بچه که بودم یه کتاب داستان داشتم,یه دختری بود که هر وقت آه میکشید یه فشته ضاهر میشد آرزوشو براورده میکرد......! نمیدونم چرا من هرچی آه میکشم فرشته که هیچ, هیچکس نمیگه چرا ناراحتی............!
پِگوله پشمک به سر
دلم ساعتی میخواهد كه مانده باشد روی ساعتهای با تو بودن ..... !
پِگوله پشمک به سر
نگران اشک هایم نباش..... ! از لبخندم بترس که معنایش اشک های فردای توست.............!!!