بابای ملینا
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”
بابای ملینا
وقتی لنز میزنمو عینکو دیگه بعد 10 سال دور میندازم
بابای ملینا
من دیگه با اجازه میرم تا فردا خوب وخوش باشین وشلوغ نکنینااااااااااااااااااااااا
بابای ملینا
يادتــــــــ باشد ؛ مــــــــــن اينجا، کنار همين روياهاي زودگذر، به انتظار آمدن تـــــــو ، خط هاي سفيد جاده را مي شــــــــمارم … !
بابای ملینا
نگاه کن آن دور دستها يکي تنها به انتظار ايستاده
لبخندي عاشقانه ، دستي برايش تکان بده…
تا بشکند حصار سنگي تنهايي اش
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 7 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 13 ساعت و 3 دقيقه قبل