بابای ملینا
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”
بابای ملینا
نمی نویسم … کــه کـلـمـات را الــوده نـکـنـم بـه گـنـاه… گـنـاهـی کـه از ان مــن اسـت… نمی نویسم … تـا سـکـوت را بـیـامـوزمـ…. نـمـی نـویـسـمــ…. تـا احـسـاسـاتم را مـحـبـوس کـنـمــ…. تـا نـخـوانـی… نـدانـی…. کـه چـه مـی گـذرد ایـن روزهـا بـر مــن!! مـی خـنـدمــ…. تـا یـادم بـمــانـد… تـظـاهـر بـهـتـریـن کـار اسـت…!
بابای ملینا
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی.... بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی..... بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی... بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی..... بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری.... بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی.... بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر زدن... هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و اخرین پیکم ولی هنوز حرف دارم.
بابای ملینا
سلام وصبح همگینانازای دنبالر به خیر خوبین خوشین
بابای ملینا
مشهد الرضا.............. نشستن تو صحن و حیاط و زل زدن به .........................
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 20 دقيقه قبل