تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا . . . اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست . . . آخه من کجا برم یه کلاغ که رو سیاست . . . من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . .تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما . . . یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون . . . که یه هو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن . . . تو یه زائری برو من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم . . . میون اون کبوترا با چه رویی بپرم . . . #محسن#چاووشی
در نگاهت چیست که نمیدانم؟؟مثل ارامش بعد از یک غم...مثل پیدا شدن یک لبخند...مثل بوی نم بعد از باران...در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست...من به ان محتاجم...
چند روز پیش دلم درد میکرد به مامانم گفتم دلم درد میکنه میخوام برم دکتر ! مامان بزرگم که اونجا بود گفت : نمیخواد بری دکتر ! نوشابه بخور ! ما قدیما وقتی بز و گوسفندامون معدشون بهم میریخت بهشون نوشابه می دادیم !!
پسر داییم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن یاد گرفته بهش میگم ای جانم پوشک داری خوشمل پسمر؟ میگه پ نه پ دستشویی فرنگی پام کردم،اگه کار داری بهت قرض بدم تا غروبش نگاش نکردم می ترسیدم بهم تیکه بندازه
حکــــم اعــدام بود ... اعدامـــی لــحظه ای مـــکث کــرد و بـــوسه ای بر طنــاب دار زد دادســتان گفت: صـــبر کنید آقــای زنــــدانــی این چــــه کـــاریست !؟؟ زنــدانی خـــنده ای کــرد و گفت : بیچـــاره طـــناب نــمیزاره زمـــین بیفتم ، ولی آدم ها !!!!! بدجـــور زمــینــم زدن
به هر حال هر اتفاقی بیفتد یا نیفتد در زندگی احمقانه ما تغییری پیدا نمیشود. ما هم به طور احمقانه آنرا میگذرانیم چون کار دیگری از دستمان بر نمیآید. صادق هدایت
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 27 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 11 ساعت و 24 دقيقه قبل